واسوخت چیست؟ – در ادبیات فارسی + ویژگی ها، شاعران و مثال
خلاصه: در اشعار واسوخت، شاعر به جای اینکه درباره دلدادگی به معشوق سخن بگوید، از جفای او و رویگردانی از او و ترک کردن او سخن می‌گوید.در این مطلب از مجله یاد می گیریم مکتب واسوخت چیست و نمونه شعر واسوخت را بررسی می‌کنیم. همچنین پایه گذار مکتب واسوخت، شاعران این مکتب و ویژگی‌ها و تاریخچه آن را نیز معرفی می‌کنیم. در انتهای مطلب نیز پرسش‌هایی چهارگزینه‌ای آورده‌ایم که با پاسخ دادن به آن‌ها می‌توانید می

در ادامه مطلب آموزشی گسترش اندیشه پویا، با مفاهیم شبکه آشنا می‌شویم:

در اشعار واسوخت، شاعر به جای اینکه درباره دلدادگی به معشوق سخن بگوید، از جفای او و رویگردانی از او و ترک کردن او سخن می‌گوید.در این مطلب از مجله یاد می گیریم مکتب واسوخت چیست و نمونه شعر واسوخت را بررسی می‌کنیم. همچنین پایه گذار مکتب واسوخت، شاعران این مکتب و ویژگی‌ها و تاریخچه آن را نیز معرفی می‌کنیم. در انتهای مطلب نیز پرسش‌هایی چهارگزینه‌ای آورده‌ایم که با پاسخ دادن به آن‌ها می‌توانید میزان یادگیری خود را بسنجید و آن را افزایش دهید.

    با ویژگی‌های مکتب واسوخت آشنا می‌شوید.مبدع واسوخت و شاعران این مکتب ادبی را خواهید شناخت.مضمون‌های شعر واسوخت را با مثال یاد خواهید گرفت.با دلایل سرودن اشعار واسوخت آشنا می‌شوید.با مکتب ادبی وقوع آشنا خواهید شد.تفاوت وقوع و واسوخت را یاد می‌گیرید.

واسوخت نوعی شعر است که در قرن دهم رواج پیدا کرد و در آن شاعر در مقام عاشق از معشوق خود روی‌گردان می‌شود و بیان می‌کند که او را رها خواهد کرد و دل به معشوق دیگری خواهد بست.مبدع واسوخت، محتشم کاشانی است اما شاعران دیگری مانند وحشی بافقی نیز شعر واسوخت سروده‌اند.

برای یادگیری سبک‌های ادبی در ادبیات فارسی می‌توانیدفیلم آموزش علوم و فنون ادبی ۳ پایه دوازدهم همراه با حل نمونه سؤالات کنکوردر را مشاهده کنید. لینک این آموزش را در کادر زیر آورده‌ایم.

تا اینجا دانستیم واسوخت چیست و در کادر زیر نمونه شعر واسوخت را آورده‌ایم.

ای ز دل رفته که دی سوختی از ناز مرادارم اندیشه که عاشق نکنی باز مراکرده‌ام خوی به هجران چه کنم باز اگرعشق طغیان کند و دارد از آن ناز مراباطل سحر مگر ورد زبانم گرددکه نگه دارد از آن چشم فسون‌ساز مراچشم از آن غمزه اگر دوش نمی‌بستم زودکار می‌ساخت به یک عشوه ممتاز مراچه کمر بسته‌ای ای گل که مگر باز کنیجیب جان‌پاره به آن غمزه غماز مراچون محال است که آید ز تو جز بدمهریمبر از راه به لطف غلط‌انداز مراوصل من با تو همین بس که در آن کو، شب تارکنم افغان و شناسی تو به آواز مرالنگر مهره طاقت مگر ایمن دارداز سبک‌دستی آن شعبد‌پرداز مراای ره محتشم از تو زده لعل تو و گفتکه به یک حرف چنین خام طمع‌ساز تو را(محتشم کاشانی)

شعر واسوخت وحشی بافقی‌

در کادر زیر یکی از مشهورترین نمونه شعرهای واسوخت را آورده‌ایم که شعر واسوخت وحشی بافقی است.

دوستان شرح پریشانی من گوش کنیدداستان غم پنهانی من گوش کنیدقصه بی‌سروسامانی من گوش کنیدگفت‌وگوی من و حیرانی من گوش کنید.شرح این آتش جان‌سوز نگفتن تا کی؟سوختم، سوختم این راز، نهفتن تا کی؟روزگاری من و دل ساکن کویی بودیمساکن کوی بت عربده‌جویی بودیمعقل و دین باخته دیوانه رویی بودیمبسته سلسله سلسله‌مویی بودیمکس در آن سلسله، غیر از من و دل، بند نبودیک گرفتار از این جمله که هستند، نبود...این همه مشتری و گرمی بازار نداشتیوسفی بود ولی هیچ خریدار نداشتاول آن کس که خریدار شدش من بودمباعث گرمی بازار شدش، من بودمعشق من شد سبب خوبی و رعنایی اوداد رسوایی من، شهرت زیبایی او...این زمان عاشق سرگشته فراوان داردکی سر برگ من بی‌سروسامان دارد؟چاره این است و ندارم به از این رای دگرکه دهم جای دگر، دل به دل‌آرای دگر...(وحشی بافقی)

حال که دانستیم واسوخت چیست، در فهرست زیر مهم‌ترین شاعران مکتب واسوخت را نیز معرفی کرده‌ایم.

    محتشم کاشانیوحشی بافقیفارغیصبریصادق اردوبادیقدسی مشهدیظهوری ترشیزیهجری قمیعلی‌نقی کمره‌ای

تا اینجا دانستیم واسوخت چیست و نمونه‌های آن را مشاهده کردیم و در ادامه به بررسی بیشتر این مکتب ادبی می‌پردازیم. برای دسترسی آسان و همیشگی به این مطلب و سایر مطالب مجله پیشنهاد می‌کنیم اپلیکیشنرایگانمجله را نصب کنید.

براینصب اپلیکیشنرایگانمجله کلیک کنید.

سه نوع از سوختن در ادبیات فارسی

در فهرست زیر سه نوع از سوختن یا سوزاندن در ادبیات فارسی را مشخص کرده‌ایم.

    سوختن عاشق:شاعر به دلیل فراق، غیرت‌ورزی، حسرت، بی‌توجهی یار و... در عشق می‌سوزد.سوز سخن: سوختن خواننده از سخنان عاشقانه سوزانندهسوختن معشوق:شاعر (عاشق)، معشوق را با سخنان تند خود می‌سوزاند.

دو نوع اول از سوختن در سنت شعر تغزلی فارسی تا زمان محتشم فراوان به کار می‌رفته است اما مورد سوم یعنی بیان سخنان سوزاننده به معشوق، تا قرن دهم و شعر محتشم، کاربرد نداشته است و مخصوص مکتب واسوخت است.

در اشعار واسوخت با چهار کاراکتر مواجه هستیم که آن‌ها را در فهرست زیر آورده‌ایم.

    عاشق: شاعر و شاکی از معشوقمعشوق: محبوب شاعر که شاعر در واسوخت از او روی می‌گرداند.رقیب: فردی که معشوق به او تمایل دارد و با عناوین دیگری چون «غیر، مدعی و...» نیز شناخته می‌شود.معشوق دیگر:شخصی که شاعر در واکنش به توجه معشوق به رقیب و بی‌توجهی نسبت به او، به سمتش می‌رود.

شاعران به چند دلیل زیر اقدام به سرودن شعر واسوخت می‌کنند.

    غیرتجور یاربی‌ادبی معشوقسخت‌گیری در وصال

برای یادگیری سبک‌های ادبی قرون نهم، دهم و یازدهم در ادبیات فارسی و ویژگی‌های آن‌ها می‌توانیدفیلم آموزش علوم و فنون ۲ پایه یازدهمدر را تماشا کنید. لینک این آموزش را در کادر زیر آورده‌ایم.

مثال شعر واسوخت با انگیزه غیرت

از عوامل اصلی سرودن اشعار واسوخت، توجه معشوق به رقیب است. شاعر یا همان عاشق، عشق معشوق و خود او را فقط منحصر و مختص به خودش می‌داند. به مثال زیر توجه کنید.

مرا محل ستاندن نماند در کویتز بس که با دگران لطف بی‌محل کردیبر آن شدی که کنی نام خویش بر دل غیرخیال سکه زدن بر زر دغل کردینبود بد عمل من، چرا در آزارمعمل به قول رقیبان بدعمل کردی؟(محتشم کاشانی)

شعر واسوخت به دلیل جور یار

بسیاری از شعرهای واسوخت، در واقع پاسخ شاعر (عاشق) به ستم‌هایی است که معشوق در حق او روا داشته است. به مثال زیر توجه کنید.

آن که چشمت را ز خواب ناز بیداری نداددلبری دادت به قدر ناز و دلداری ندادآن که کرد از قوت حسنت قوی بازوی جورقدرتت یک ذره بر ترک جفاکاری ندادآن که کرد آزار دل را جوهر شمشیر حسناختیارت هیچ در قطع دل‌آزاری نداد(محتشم کاشانی)

شعر واسوخت به دلیل بی ادبی معشوق

یکی دیگر از دلایل سرودن اشعار واسوخت، بی‌ادبی معشقوق نسبت به عاشق است. بیت زیر را بخوانید.

تا سر زده از شمع چنین بی‌ادبیپروانه ز عشق شمع، واسوخته است(قدسی مشهدی)

شعر واسوخت به دلیل سختگیری در وصال

یکی دیگر از عواملی که شاعر به خاطر آن دست به سرودن شعر واسوخت می‌زند، سخت‌گیری‌ها و مانع‌تراشی‌های اطرافیان معشوق برای رسیدن عاشق و معشوق به یکدیگر است. مانند شعر زیر که شاعر در آن چنین می‌گوید که اگر بلبل (شاعر) بخواهد این‌چنین ناز باغبان (اطرافیان معشوق) را بکشد، به زودی از عشق خود به گل (معشوق)، واخواهد سوخت.

زود واسوزد ز عشق آتشین رخسار گلبلبل ار زینگونه ناز باغبان خواهد کشید(تأثیر)

در مطلب زیر از مجله سبک‌شناسی ادبی و سبک‌های ادبی فارسی را توضیح داده‌ایم.

یادگیری مکاتب و سبک های ادبی فارسی با

تا اینجا یاد گرفتیم واسوخت چیست و نمونه هایی از شعر واسوخت را بررسی کردیم. در ادامه مطلب، بیشتر به این مکتب ادبی می‌پردازیم. در ادبیات فارسی از پیش از ورود اسلام تا امروز با مکتب‌ها و سبک‌های ادبی زیادی روبه‌رو هستیم که هرکدام از آن‌ها از روزگار خود تأثیر گرفته‌اند و دارای ویژگی‌های مخصوص به خود هستند. هرکدام ازسبک‌های ادبی فارسیرا از سه منظر زبانی، ادبی و فکری دسته‌بندی می‌کنند و برای شناسایی سبک هر شعر یا نثر به دانستن این ویژگی‌ها نیاز داریم. بنابراین باید از آموزش‌های خوبی برای یادگیری مکاتب ادبی استفاده کنیم. به همین دلیل در این بخش برخی از فیلم‌های آموزشی را آورده‌ایم که برای یادگیری سبک‌های ادبی مفید و کاربردی هستند.

    فیلم آموزش علوم و فنون ادبی ۱ پایه دهم در فرادرسفیلم آموزش علوم و فنون ادبی ۲ پایه یازدهم در فرادرسفیلم آموزش علوم و فنون ادبی ۳ پایه دوازدهم در فرادرسفیلم آموزش رایگان سبک های شعری در ادبیات فارسی از سبک خراسانی تا سبک هندی در فرادرسفیلم آموزش علوم و فنون ادبی ۱ پایه دهم همراه با حل نمونه سؤالات کنکور در فرادرسفیلم آموزش علوم و فنون ادبی ۲ پایه یازدهم همراه با حل نمونه سؤالات کنکور در فرادرسفیلم آموزش علوم و فنون ادبی ۳ پایه دوازدهم همراه با حل نمونه سؤالات کنکور در فرادرس

همچنین برای بهره‌مندی از آموزش‌های جامع‌تر در مبحث سبک‌‌های ادبی و دیگر مباحث ادبیات فارسی متوسطه، می‌توانید از مجموعه آموزش‌های زیر استفاده کنید.

    مجموعه فیلم‌های آموزش ادبیات فارسی و نگارش دوره متوسطه در فرادرسمجموعه فیلم‌های آموزش علوم انسانی دوره متوسطه در فرادرس

مضمون غزل‌های واسوخت چیست؟

تا اینجا دانستیم واسوخت چیست و در این بخش با مهم‌ترین مضامین شعر واسوخت آشنا می‌شویم. شاعران واسوخت‌گرا معمولاً اشعار خود را در یکی از مضامین زیر سروده‌اند.

    ترجیح فراق بر وصالشکایتاعراضخشونتنفرینتهدید

در ادامه برای هر کدام از این مضامین نمونه ای از شعر واسوخت آورده‌ایم. پیش از آن می‌توانید برای شناخت بهتر مکاتب ادبی فارسی،فیلم آموزش علوم و فنون ادبی ۲ پایه یازهم همراه با حل سؤالات کنکوردر را تماشا کنید. لینک این آموزش را در کادر زیر آورده‌ایم.

شعر واسوخت با مضمون ترجیح فراق بر وصال

در کادر زیر نمونه ای از شعر واسوخت را آورده‌ایم که شاعر در آن فراق از معشوق را به وصال با او ترجیح می‌دهد.

چون نیست دلت با من، از وصل تو هجران بهاین لطف زبانی هم مخصوص رقیبان بهچون لطف نهان تو پیداست که با غیر استمهری که مرا با تو پیدا شده، پنهان بهاغیار چو بسیارند در کوی تو پاکوبانبنیاد وصال ما زین زلزله ویران، بهعشاق چو غواصند در بحر وصال توکشتی من از هجران در ورطه طوفان، بهچون آینه رویت دارد خطر از اشکمچشمی که بود بی نم، بر روی تو حیران به(محتشم کاشانی)

شعر واسوخت با مضمون شکایت

در این نوع شعر واسوخت، شاعر از رفتارهای معشوق شکایت می‌کند. البته لحن این اشعار تند نیست اما در آن‌ها ناخرسندی و دلگیری از معشوق وجود دارد که مقدمه روی‌گردانی از معشوق و واسوختن است. به مثال زیر توجه کنید که نمونه‌ای از این نوع شعر است.

گذشت آن که پریشانی دل و جان بوداگر ز باد صبا کاکلت پریشان بودگذشت آن که چو پی همچو سایه می‌رفتمبه هر کجا که نهال قدت خرامان بودگذشت آن که به یک زهر چشمت اندر دلهزار ناوک زهر آب دیده پنهان بود(کمره‌ای)

شعر واسوخت با مضمون اعراض

این مضمون در اشعاری وجود دارد که شاعر، آن‌ها را در اثر احساس بازی خوردن از معشوق سروده است. در کادر زیر بخشی از یکی از این اشعار واسوخت را آورده‌ایم.

الهی لال گردم تا نیارم بر زبان نامتالهی کر شوم تا نشنوم من بعد پیغامتالهی بشکند دستم که از ذکرت چو لب بندمنگیرد خامه و ننویسد از بی‌غیرتی نامتالهی مرغ روحم را بسوزد شهپر قدرتکه از دون‌همتی مسکن نسازد گوشه بامت(محتشم کاشانی)

شعر واسوخت با مضمون خشونت

در این نوع اشعار، شاعر آن‌قدر از رفتار معشوق به ستوه آمده است که کار را به ناسزا و توهین می‌کشاند. نمونه‌ای از این نوع شعر واسوخت را در کادر زیر آورده‌ایم.

چنان بی‌باک می‌یابم تو را ای آهوی وحشیکه گر ورزد سگی عشق تو با او رام می‌گردینمی‌گردم پشیمان گر ز غیرت خونت آشاممکه صبح و شام با رندان خون‌آشام می‌گردیز طعنش محتشم یک لحظه خاموشت نمی‌خواهماگر مستوجب صد لعنت و دشنام می‌گردی(محتشم کاشانی)

شعر واسوخت با مضمون نفرین

در این نوع شعر واسوخت، شاعر هم معشوق و هم خود را نفرین می‌کند. شعر زیر نمونه‌ای از این نوع واسوخت است.

یا رب چو مهر خوبان حسن از جهان برافتدگیرد بلا کناری، عشق از جهان برافتداز محتشم مجویید تحسین حال خوبانهم نکته‌جو نماند، هم نکته‌دان برافتد(محتشم کاشانی)

شعر واسوخت با مضمون تهدید

در اینجا شاعر دیگر معشوق خود را به ترک کردن، سرودن شعرهای سوزنده و... تهدید می‌کند. به مثال زیر توجه کنید.

تا کی برم جفا ز تو ای بی‌وفا بروبگذاشتم به مدعیان مدعا، بروآن‌ها که در قفای تو گفتیم، گفته‌ایمتا وا نکرده‌ایم لب از پیش ما برودشمن نکرد آنچه تو کردی به دوستیبیگانه‌ام دگر برو ای آشنا بروامید صلح نیست دگر نیست نیست نیستمنشین برو،، برو، برو ای بی‌وفا بروغیر از سفر علاج نداری لجاج چندمردی ز رشک غیر، ظهوری بیا برو(ظهوری ترشیزی)

سؤال های متداول واسوخت

حالا که یاد گرفتیم سبک واسوخت چیست و نمونه شعر و شاعران آن را بررسی کردیم، در این بخش پرتکرارترین سؤالات درباره مکتب واسوخت را آورده‌ایم تا ابهامی در این زمینه برای شما باقی نماند.

به سبکی از شعر فارسی که از اواخر قرن نهم تا اوایل قرن یازدهم در ادبیات فارسی رواج داشت، مکتب وقوع می‌گوییم که بین شعر دوره تیموری وسبک ادبی هندیقرار دارد. مهم‌ترین ویژگی مکتب وقوع، بیان صریح، روشن و بدون پرده از روابط عاشقانه و وقایع میان عاشق و معشوق است. در فهرست زیر همه مشخصات این مکتب را آورده‌ایم.

    سادگیبدونصنایعو آرایه‌های ادبیبدوناغراق‌های شاعرانهبه  کار بردن اصطلاحات عامیانهبیان صریح وقایع میان عاشق و معشوق

مکتب وقوع و واسوخت یکی هستند؟

واسوخت یکی از شاخه‌های مکتب وقوع است که شاعر در آن، به جای ستایش معشوق و نازکشی، او را تهدید به رهایی می‌کند.

پایه گذار مکتب وقوع در ادب فارسی کدام شاعر است؟

اکثراً «لسانی شیرازی» را پایه گذار مکتب وقوع در ادب فارسی می‌دانند. البته اشعار «میرزای اشرف جهان قزوینی» نمونه‌های کامل این مکتب هستند. قبل از لسانی شیرازی نیز اشعاری با مشخصات اشعار مکتب وقوع در ادبیات فارسی (مانند اشعار سعدی) وجود داشته است اما پایه‌گذار آن به عنوان یک مکتب، لسانی بوده است.

مبدع واسوخت، محتشم کاشانی است. این شاعر قرن دهم، در دو اثر خود به نام‌های «رساله جلالیه» و «نقل عشاق»، تجربه شخصی و واقعی خود از رو برگرداندن از معشوق را بیان کرده است

حال که دانستیم مکتب وقوع یا واسوخت چیست و مشخصات آن را با مثال یاد گرفتیم، می‌توانید در آزمون زیر شرکت کنید. این آزمون، تمرینی برای تثبیت یادگیری و متشکل از ده پرسش چهارگزینه‌ای است که برای پاسخ به هرکدام، باید گزینه درست مورد نظر خود را انتخاب و روی آن کلیک کنید. سپس با کلیک بر گزینه «مشاهده گزینه صحیح» پاسخ درست سؤال را مشاهده خواهید کرد. برای دسترسی به پاسخ‌های تشریحی نیز انجام همین مراحل کافی است. با ثبت هر یک پاسخ درست، یک امتیاز دریافت می‌کنید و امتیاز نهایی خود را در پایان آزمون یعنی بعد از ثبت همه جواب‌ها و با کلیک بر «دریافت جواب آزمون» مشاهده خواهید کرد.

۱. در کدام گزینه شعر واسوخت وجود دارد؟

یا ببر از صحبت اغیار و با من یار باشیا بکن ترک من و یکباره با اغیار باشتا شود روشن به مهر تو وفای دیگرانبا رقیبان هم دو روزی بر سر آزار باشمن چو رفتم زین در و بر کندم از مهر تو دلهرکجا خواهی رو و با هرکه خواهی یار باش(شرف‌جهان قزوینی)

وه که گر من بازبینم روی یار خویش راتا قیامت شکر گویم کردگار خویش را...همچنان امید می‌دارم که بعد از داغ هجرمرهمی بر دل نهد امیدوار خویش رارای، رای توست خواهی جنگ و خواهی آشتیما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش را(سعدی)

الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولهاکه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌هابه بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشایدز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌هامرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دمجرس فریاد می‌دارد که بربندید مهمل‌ها(حافظ)

ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش رابا‌خویش کن بی‌خویش را چیزی بده درویش راتشریف ده عشاق را پرنور کن آفاق رابر زهر زن تریاق را چیزی بده درویش رابا روی همچون ماه خود، با لطف مسکین‌خواه خودما را تو کن همراه خود، چیزی بده درویش را(مولانا)

۲. کدام‌یک از اشعار زیر در مکتب واسوخت نیست؟

چو قبله دگران شد بتی که من دارماگر کشند مرا رو به آن نمی‌‌آرمکسی که عمر خودش خواندم از وفا همه عمرز عمر خویش به آزار کرد بیزارم(محتشم کاشانی)

بحمدالله که وارستم ز عشق مست بدخوییکه می‌افتاد چون چشم خود از مستی به هر سوییچو ساغر از برای جرعه‌ای لب بر لب هر کسصراحی‌وار بهر ساغری مایل به هر سویی(شیخ ابوالوجد فارغی)

مدتی در ره عشق تو دویدیم بس استراه صد بادیه درد بریدیم بس استقدم از راه طلب باز کشیدیم بس استاول و آخر این مرحله دیدیم، بس است(وحشی بافقی)

گرچه محبوب از نظر کرده است بی‌جایی تو راهمچنان جوید ز هر جایی تماشایی تو رااز لطافت فکر در کنه تو نتواند رسیدچون تواند درک کردن، نور بینایی تو را؟آنچنان کز دیدن جان است قاصر دیده‌هاپرده چشم جهان‌بین است پیدایی تو را(صائب تبریزی)

۳. کدام‌یک از گزینه‌های زیر درباره مکتب واسوخت درست است؟

این مکتب ادبی در قرن‌های سیزدهم و چهاردهم هجری قمری در ادبیات فارسی رواج پیدا کرد و بیشتر توسط شاعران سبک هندی به کار می‌رفت.

در مکتب واسوخت، شاعر در کل شعر خود به شکایت و گله از دوری از معشوق می‌پردازد و دوری از او را برای خود ناممکن می‌داند و از ممعشوق خود طلب وصال دارد.

در شعر واسوخت، شاعر از مرحله ناز و نیاز عاشقی گذشته و به سرزنش معشوق خود و جفای او می‌پردازد.

شاعران در مکتب واسوخت از شرایط نابسامان که باعث جدایی آن‌ها از معشوق شده است شکایت می‌کنند و معشوق خود را همچنان ستایش می‌کنند و از هجر او می‌نالند.

۴. کدام گزینه شعری در مکتب واسوخت نیست؟

اغیار چو بسیارند در کوی تو پاکوبانبنیاد وصال ما زین زلزله ویران، بهعشاق چه غواصند در بحر وصال توکشتی من از هجران در ورطه طوفان به(محتشم کاشانی)

چند گردی در زمین بی‌پا و سر چون آسماناز زمین بگسل اگر بر آسمان می‌بایدتروز و شب مشغول کار و بار دنیا مانده‌ایدین به سرباری دنیا رایگان می‌بایدت(عطار)

الهی گم شود از دفتر حسن ای پری، نامتکسی هرگز نبیند بر مراد خود در ایامتالهی محتشم گر بار دیگر بر زبان آریز خوبان نام آن بدخو، برافتد از جهان نامت(محتشم کاشانی)

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من باز امشبساز در دست تو سوز دل من می‌گویدمن هم از دست تو دارم گله چون ساز امشب(شهریار)

۵. کدام‌یک از اشعار زیر در واسوخت به شدتی است که به سمت تهدید کشیده شده است؟

امید صلح نیست دگر نیست نیست نیستمنشین برو، برو، برو ای بی‌وفا بروغیر از سفر علاج نداری، لجاج چندمردی ز رشک غیرظهوری بیا یرو(ظهوری ترشیزی)

کس چرا بر دل خود بار جفای تو نهدتو که باشی که کسی دل به وفای تو نهدزین پس ای شوخ جفاجو نکنم یاد از تونکشم سنگدلا این همه بیداد از تو(هجری قمی)

بترس از آن که چو سگ دامن تو گیرم و گیردبه دامنت ز زبان شررفشان من آتشبترس از آن که ز سوزنده شعر‌ها گه و بیگهبه مجلست فکند محتشم لسان من آتش(محتشم کاشانی)

آرزومندت نیَم حسرت چه می‌خواهد ز من؟طالب وصلت نیَم با من تمنا را چه کار؟خویش را آزاد کردم بنده کس نیستمبا من بی‌قید عشق کارفرما را چه کار؟(شاپور تهرانی)

۶. در کدام گزینه شعری در مکتب واسوخت مشاهده می‌کنید؟

مرا ز هجر مترسان کنون گذشت آن روزکه آنچه سخت‌تر از مرگ بود، هجران بودنماند حسن تو معلوم کس از آنکه نماندعداوتی که میان من و رقیبان بودرقیب داشت به زنجیر غیرتم در بندوگرنه رفتن من از در تو آسان بود(کمره‌ای)

جهان‌ خسرو که تا گردون کمر بستکله‌داری چون او بر تخت ننشستبه روز بار کاو را رای بودیبه پیشش پنج صف بر پای بودینخستین صف توان‌گر داشت در پیشدوین صف بود حاجت‌گار و درویش(نظامی)

چشم حیران ساخت رویش خط مشک‌اندود راآه از این آتش که در رنجیر دارد دود راغمزه او می‌کند بیداد در ایام خطزهر باشد بیشتر زنبور خاک‌آلود راخال او در پرده خط همچنان دل می‌برداز اثر، شب نیست مانع اختر مسعود را(صائب تبریزی)

میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمتخوش خرامان شو که پیش قد رعنا میرمتگفته بودی کی بمیری پیش من تعجیل چیست؟خوش تقاضا می‌کنی پیش تقاضا میرمتعاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاست؟گو که بخرامد که پیش سرو بالا میرمت(حافظ)

۷. کدام گزینه درباره شعر واسوخت و این مکتب درست است؟

همه اشعاری که حاوی توهین، نقد، تمسخر، انتقاد و... هستند را در دسته اشعار و مکتب واسوخت قرار می‌دهیم.

از دلایل روی آوردن شاعران به شعر واسوخت، بی‌وفایی معشوق و جفای او نسبت به شاعر است.

در اشعار واسوخت، هیچگاه کار به جایی نمی‌رسد که شاعر یا همان عاشق، معشوق خود را تهدید کند.

محتشم کاشانی و وحشی بافقی، هر دو از مهم‌ترین شاعران مکتب واسوخت هستند اما مبدع سبک واسوخت، وحشی بافقی است نه محتشم.

۸. در کدام گزینه شعر واسوخت وجود ندارد؟

بخت چون بر نقد دولت سکه اقبال زدهم شب شاهی در درویش فرخ‌فال زدجسم خاکی شد سپند و بستر آتش آن زمانکان گران تمکین در این مضطرب احوال زدطایر گرم آشیان خواب از وحشت پریدفتنه تیری از کمین بر مرغ فارغ‌بال زد(محتشم کاشانی)

نمی‌گفتم که خواهد دوخت غیرت چشمم از رویتنمی‌گفتم که خواهد بست همت رختم از کویتنمی‌گفتم کمند سرکشی بگسل که می‌ترسمدل من زین کشاکش بگسلد پیوند از مویتنمی‌گفتم نگردان قبله بد نیتان خود راوگرنه روی می‌گردانم از محراب ابرویت(محتشم کاشانی)

من و دیدن رقیبان هوسناک تو رارو که تا دم زده‌ام سوخته‌ام پاک تو رامن که از دست تو صد تیغ به دل خواهم زدبه که بیرون فکنم از دل صد چاک تو راتا به غایت من گمراه نمی‌دانستماین‌قدر کم حذر و خود سر و بی‌باک تو را(محتشم کاشانی)

بترس از که ز حرف حریف سوز نوشتنبه جانب تو زند در قلم بنان من آتش...بترس از آن که چو من تیر آه افکنم از دلبه جای تیر جهد از دم کمان من آتشبترس از آن که ز سوزنده شعرها گه و بیگهبه مجلست فکند محتشم لسان من آتش(محتشم کاشانی)

۹. کدام‌یک از اشعار زیر، در مکتب واسوخت سروده شده است؟

طراز سبزه بر گلشن عذار خوش استمعین است که گلشن به نوبهار خوش استچه خوش بود طرف روی یار از خط سبزبلی چو سبزه دمد طرف لاله‌زار خوش استاگرچه خوش نبود در نظر غبار ولیگر از خط تو بود در نظر غبار خوش است(وحشی بافقی)

لطف پنهانی او در حق من بسیار استگر به ظاهر سخنش نیست، سخن بسیار استفرصت دیدن گل آه که بسیار کم استوآرزوی دل مرغان چمن بسیار استدل من در هوس سرو سمن رخساری استورنه بر طرف چمن سرو و سمن بسیار است(وحشی بافقی)

پاک ساز از غیر دل، وز خود تهی شو چون حبابگر سبک روحی توانی، خیمه زد بر روی آبخودنمایی کی کند آن کس که واصل شد به دوستچون نماید مه چو گردد متصل با آفتابکی دهد در جلوه‌گاه دوست، عاشق راه غیردم مزن از عشق اگر ره می‌دهی بر دیده خواب(وحشی بافقی)

ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ماما را ز درد کشته و غافل ز درد مااز تیغ بی‌ملاحظه آه ما بترساولی است اینکه کس نشود هم‌نبرد مادر آه ما نهفته خزان و بهار حسنتأثیرهاست با نفس گرم و سرد ما(وحشی بافقی)

۱۰. کدام‌یک از اشعار زیر در مکتب واسوخت سروده شده است؟

هان ای دل هجران گزین در جلوه است آن مه دگرتشریف استغنا مکن بر قد من کوته دگرای فتنه می‌انگیزی از رفتار او گرد بلاخوش می‌کشی میل فسون در چشم این گمره دگرچاه زنخدانش ببین ای دیده و کاری مکنکاندر ته آن چه فتد جان من بی‌ته دگر(محتشم کاشانی)

صد حیف از محبت بیش از قیاس مابا بی‌وفای حق‌ وفا ناشناس مابودی به راه سیل بسی به که راه اوطرح بنای عشق محبت اساس ماعیبش کنند ناگه و باشد به جای خویشگو دور دار اطلس خویش از پلاس ما(وحشی بافقی)

باز جایی رفته‌ام کز روی یارم شرمسارروی برگشتن ندارم شرمسارم شرمساردر تب عشقم هوس فرمود ناپرهیزی‌ایکاین زمان تا حشر از آن پرهیزگارم شرمساربا رخ و زلفش دلم شرط قراری کرده بودهم از آن شرحم خجل هم زان قرارم شرمسار(محتشم کاشانی)

ساکن گلخن شدم تا صاف کردم سینه رادادم از خاکستر گلخن صفا آیینه راپیش رندان حق‌شناسی در لباسی دیگر استپر به ما منمای زاهد خرقه پشمیمنه راگنج صبری بیش از این در دل به قدر خویش بودلشکر غم کرد غارت نقد این گنجینه را(وحشی بافقی)

در این مطلب از مجله یاد گرفتیم مکتب واسوخت چیست و شعر واسوخت را با مشخصات آن معرفی کردیم. همچنین نمونه شعر واسوخت را از شاعران این مکتب مانند وحشی بافقی با مشخصات آن‌ها بررسی کردیم. در پایان مطلب نیز پرسش‌هایی چهارگزینه‌ای آورده‌ایم تا با پاسخ دادن به آن‌ها میزان یادگیری خود را بسنجید و آن را افزایش دهید.

    مجموعه فیلم آموزش علوم انسانی دوره متوسطه – درس، تمرین، حل مثال و تستفیلم آموزش علوم و فنون ادبی ۳ – پایه دوازدهم به همراه حل سوالات کنکور + جزوه و نمونه سوالاتمجموعه فیلم آموزش ادبیات فارسی و نگارش دوره متوسطه – درس، تمرین، حل مثال و تستسبک عراقی چیست و چه ویژگی هایی دارد؟ – تاریخچه، آثار + تفاوت با خراسانیسبک بازگشت ادبی چیست و چه ویژگی هایی دارد؟ + معرفی شاعران و نمونه آثار

این آموزش توسط تیم تخصصی گسترش اندیشه پویا (GAP) گردآوری و ویرایش شده است. برای مشاوره و خدمات تخصصی در این حوزه با ما در ارتباط باشید.

برچسب‌ها: ##GAP #Networking #آموزش #آموزش_شبکه #رایانش_ابری #شبکه #گسترش_اندیشه_پویا