در این مطلب آموزشی گسترش اندیشه پویا، با این مفهوم امنیتی آشنا میشویم:
برخی اوقات به نظر میرسد که انرژی بسیار پایینی دارید و هر اتفاقی شما را مضطرب میکند. در این مواقع یا مواردی مشابه میتوانید از رواندرمانی کمک بگیرید. انواع مختلفی از روان درمانی وجود دارد که هر کدام از آنها ممکن است بسته به شرایط فرد موثرتر واقع شود. در این مطلب از مجله توضیح میدهیم روان درمانی چیست، برای چه مشکلاتی استفاده میشود و چطور عمل میکند. همچنین به بررسی تفاوت آن با مشاوره میپردازیم و انواع آن را همراه با مثال معرفی میکنیم. در آخر به سوالات رایج در این زمینه پاسخ میدهیم.
- یاد میگیرد رواندرمانی برای بهبود چه مشکلاتی مفید است.میآموزید رواندرمانی چگونه موثر واقع میشود.با تفاوت بین رواندرمانی و مشاوره آشنا میشوید.در مورد شیوههای رواندرمانی همراه با مثال مطالعه میکنید.خواهید دانست چه عواملی در مدتزمان رواندرمانی موثراند.میآموزید چگونه میتوانید رواندرمانی نتیجهبخشتری داشته باشید.
«روان درمانی» (Psychotherapy) فرآیندی است که از طریق افزایش ظرفیت فرد برای درک و تغییر، به ویژه در زمینههای دشوار یا ناراحتکننده صورت میگیرد. این درمان به شناخت ریشهای علائم روانشناسی فرد میپردازد و کمک میکند که در مورد اینکه چگونه افکار،احساساتو رفتارهایش بر زندگی او تاثیر میگذارند، بینش کسب کند. در نتیجه، فرد یاد میگیرد تا زندگی خود را به شکل موثرتری مدیریت کرده، با مهارتهای مقابلهای سالمتری به موقعیتهای چالشبرانگیز پاسخ دهید و از نظر عاطفی بهبود یابد. این شیوه درمانی از طریق گفتوگو با متخصصهای سلامت روان، از جمله روانشناسها و روانپزشکها انجام میشود.
روان درمانی برای چه مشکلاتی استفاده میشود؟
بسیاری از افراد میدانند که روان درمانی چیست، اما با گستره اثرگذاری آن به درستی آشنا نیستند. روان درمانی میتواند برای طیف وسیعی از اختلالهای روانشناسی و چالشهای عاطفی مانندتروما،سوگ،افسردگی،اضطرابو... بکار برود:
- اختلالهای اضطرابی: مثلاختلال اضطراب اجتماعی،اختلال وسواس فکری عملی،فوبیا،حمله پانیکو اختلال استرس پس از سانحه.اختلالهای خلقی: مثل اختلال افسردگی و اختلال دو قطبی.اعتیادها: مثل اعتیاد به الکل، مواد یا قمار.اختلالهای خوردن: مثل «پرخوری عصبی» (Bulimia) و «کمخوری عصبی» (Anorexia).اختلالهای شخصیت: مثلاختلال شخصیت مرزی،اختلال شخصیت خودشیفتهو اختلال شخصیت وابسته و... .
گرچه روان درمانی نمیتواند به تنهایی علائماختلالهای سایکوتیکماننداختلالهای طیف اسکیزوفرنیرا رفع کند، اما میتواند به افرادی که این شرایط را تجربه میکنند کمک کند تا به شکل موثرتری با این نشانهها کنار بیایند و زندگی خود را مدیریت کنند.
همچنین در نظر داشته باشید که برای بهره بردن از روان درمانی، نیازی نیست که حتما تشخیصی در مورد مشکلات سلامت روان دریافت کرده باشید. روان درمانی بهکاهش استرسو چالشهایی که همه افراد ممکن است تجربه کنند، کمک میکند. برای مثال روان درمانی میتواند در زمینههای زیر نیز مفید باشد.
- حل تعارض با شریک عاطفی، خانواده، همکار یا دیگر افراد در زندگی شما.رهایی از اضطراب ناشی از کار، مهاجرت یا شرایط دیگرسازگاری با تغییرات بزرگ در زندگی، مثل طلاق، از دست دادن عزیزان یا کارآموختن مدیریت رفتارهای ناسالم، مثلمدیریت خشمیا مدیریت رفتارهای تکانشیکنار آمدن با شرایط بیماریهای مزمن یا جدی، مثلدیابت،سرطانو دردهای طولانی مدتمدیریت و کاهش علائمبیماریهای روان تنیبهبودی از سواستفاده جنسی، سواستفاده فیزیکی یا خشونت خانگیمدیریت بهتر مشکلات جنسیمدیریت بهتر مشکلات خواب وخواب راحتتر
آشنایی با روان درمانی با
تا این بخش از این مطلب در مجله توضیح دادیم روان درمانی چیست و برای چه مشکلاتی بکار میرود. در ادامه بررسی میکنیم که روان درمانی چطور عمل میکند و چه مراحلی دارد و در آخر نمونههای متعددی از انواع روان درمانی را به شکل مختصر معرفی میکنیم. با این حال، آشنایی عمیق با اصول روان درمانی و شیوههای به کار رفته در هر کدام از انواع آن مطالعه بیشتری نیاز دارد. به همین منظور، میتوانید ازمجموعه فیلم آنلاین آموزش روانشناسی در بهره بگیرید.
- فیلم آموزش آشنایی با درمان شناختی-رفتاری CBT + گواهینامه فرادرسفیلم آموزش مبانی روان درمانی اگزیستانسیال – رویکرد اروین یالوم + گواهینامه فرادرسآموزش مبانی روان درمانی – به زبان ساده + گواهینامه فرادرسآموزش نگارش گزارش جلسات مشاوره و روان درمانی + ساختار استاندارد + گواهینامه فرادرس
روان درمانی چطور عمل میکند؟
هیچ عامل یکسانی وجود ندارد که توضیح دهد روان درمانی چطور عمل میکند چراکه هر رابطه درمانی منحصر به فرد است. با این حال، روان درمانی به طور کلی فوایدی دارد که آن را به درمانی موثر تبدیل میکند. در ادامه، توضیح میدهیم که فواید روان درمانی چیست و بررسی میکنیم که هر کدام از آنها چطور بر عملکرد فرایند روان درمانی تاثیر میگذارند.
روان درمانی تجربه حضور انسانی دیگر در کنار شماست، کسی که با ذهنی گشوده و دانشی ارزشمند به تجربههای شما مینگرد. ما اغلب تجربههای درونی خود را بیاهمیت تلقی میکنیم و فکر میکنیم اگر با تبلیغ تلویزیون گریه کردم «مهم نبود»، اینکه با دیر کردن خواهرم بسیار عصبانی شدم «موضوعی گذرا است» یا همواره به دنبال یک جای پارک خاص کنار مغازه هستم «صرفا چون این طوری راحتتر است». برای همین، بسیاری از موضوعاتی که اهمیت کاوش و بررسی دارند، به گوشه ذهن رانده میشوند؛ مثل اینکه «چقدر کنار آمدن با احساس آسیبپذیری برایتان سخت است»، «احساس میکنید در روابط بیشتر از فرد مقابل تلاش میکنید» و «داشتن نظم و روتین منظم آرامشبخش است چون یادآور پدر شما است».
درمانگرها ارزش این تجربهها را میدانند و باور دارند که در درمان هر تجربهای مهم و شایسته شنیده شدن است. کنجکاوی آنها به شما زمان، فضا واعتمادبهنفسمیدهد تا شما نیز نسبت به دنیای درون خود کنجکاوتر باشید. شما میتوانید در چهارچوبی محرمانه، بدون ترس از قضاوت شدن، سانسور کردن خود یا نیاز به محافظت دیگری، در مورد تجربههای خود گفتوگو کنید چراکه درمانگر ظرفیت همراهی با تجربههای شما را دارد.
درمانگرها با شفقت زیاد تلاش به درک تجربههای مراجعهکننده میکنند. مهربانی آنها را نباید با گفتن حرفهایی که دوست داریم بشنویم یا تسکینهای سطحی اشتباه گرفت، بلکه آنها عمیقا بر این باور هستند که رفتارهای ناسازگار ما اغلب راهکارهایی هستند که برای کنار آمدن با مشکلات پیدا کردهایم و زمانی کارکردی سازاگارانه داشتهاند. چنین دیدگاهی به شما کمک میکند تا میان سرزنش خود ومسئولیتپذیریسالم تعادل ایجاد بکنید. همچنین، زمانی که احساس کنیم کسی بدون قضاوت از ما حمایت میکند، امنیت و شجاعت بیشتری پیدا میکنیم تا به سمت کاوش بخشهای پیچیدهتر از زندگی خود برویم.
در توضیح اینکه روان درمانی چیست، میتوان گفت تجربه نوعی نگاه متفاوت به زندگی است. شما در مورد عمیقترین افکار و احساسات خود با کسی صحبت میکنید که آموزش دیده تا به شما در درک آنها کمک کند. این موضوع به شما امکان میدهد تا موقعیتها، روابط و تجربههای درون خود را با وضوح بیشتری ببینید؛ در نتیجه، میتواند شیوههای جدیدی از تفکر، احساس و رفتار را به شما معرفی کند. به بیان دیگر، روان درمانی شما را نسبت به چالشهای درونی آگاهتر میکند و به شما فرصتی میهد تا انتخاب متفاوتی داشته باشید و الگوهای مخرب را متوقف کنید. همچنین، به واسطه روان درمانی شما میتوانید راهکارهای بهتری برای مقابله با غم، خشم و ترس پیدا کنید.
اگر بخواهیم از زاویهای دیگر توضیح دهیم روان درمانی چیست، باید به نقش آن در افزایشخودآگاهیاشاره کنیم. بسیاری از مراجعهکنندگان به پرسشهایی مثل «چه اتفاقی برای من افتاده؟»، «چرا این اتفاق مدام برای من تکرار میشود؟»، «چرا اینگونه رفتار میکنم؟» و «چرا چنین فکری میکنم» وارد اتاق درمان میشوند. یکی از وظایف اصلی درمان، کمک به فهمیدن و پاسخ دادن به این پرسشها است؛ چراکه میزان شناخت مراجعهکننده از خود، یکی از مهمترین شاخصها برای موفقیت درمان است. تحقیقات نشان میدهد این شناخت زمانی عمیق و ماندگار است که مراجعهکننده خود آن را کشف کند، نه اینکه کسی صرفا آن را بیان کند. بنابراین، خودآگاهی مسیری است که در آن درمانگر مراجعهکننده را هدایت و همراهی میکند.
یکی از اصلیترین جنبههای روان درمانی، رابطهای است که با درمانگر خود برقرار میکنید. رابطه حرفهای درمانگر با مراجع، یک رابطه محرمانه و منحصر به فرد است که درگیر تعاملات روزمره معمول مثل خرید کردن و فیلم دیدن نمیشود؛ با این حال، همان الگوها و گرایشهایی که در روابط دیگر فرد وجود دارد، ناگزیر در رابطه نیز ظاهر میشود. تفاوت اینجا است که این بار درمانگر مانند دیگران پاسخ نمیدهد، مثلا با عصبانی شدن، عصبانی نمیشود؛ بلکه با متانت و بدون قضاوت فرصتی فراهم میکند که آن الگوها دیده شوند، آهستهتر بررسی شوند، دربارهشان گفتوگو شود و مورد کاوش قرار گیرند. در واقع، رابطه درمانی فضای امن فراهم میکند تا درک کنیم چگونه میتوانیم شیوههای تازهای را برای بودن و ارتباط برقرار کردن امتحان کنیم.
همه ما یک صدایی درونی داریم که از طریق آن با خود و جهان اطراف ارتباط برقرار میکنیم. این صدا معمولا از درونی شدن گفتههای دیگران در طول دوران رشد ما شکل میگیرد. روان درمانی فرصتی است تا این صدای درونی را زیر ذرهبین بگذاریم، بفهمیم از کجا آمده، کدام بخشهای آن به ما کمک میکنند و کدام قسمتهای آن سودمند نیستند. در طی این فرایند، تصمیم میگیریم که آیا میخواهیم رابطه تازهای با این صداها برقرار کنیم یا نه. گاهی این کار آگاهانه و مثل یاد گرفتن یک مهارت صورت میگیرد، گاهی هم به تدریج و بدون آنکه متوجه آن باشیم. در نهایت، کمکم این تغییر از یک تجربه درمانی فراتر میرود و به بخشی طبیعی، خودکار و شهودی از فرد تبدیل میشود.
روان درمانی به شما فضایی امن و حمایتکننده میدهد تا تجربههای دشوار هیجانی و تروماهای خود را پردازش کنید. در این فرایند، فرصت پیدا میکنید احساسات سرکوبشده یا ابرازنشده، مانند غم،خشم، ترس و اندوه را شناسایی، تجربه و بیان کنید. هنگامی که این احساسات برای مدت طولانی نادیده گرفته یا سرکوب شوند، میتوانند به تنشهای روانی و جسمانی و کاهش کیفیت زندگی منجر شوند. پردازش و ابراز این هیجانها به فرد کمک میکند تا از بار عاطفی آنها بکاهد، تجربههای گذشته را به شکلی یکپارچه درک کند و با آزادی و انعطاف بیشتری به زندگی ادامه دهد.
تفاوت مشاوره و روان درمانی چیست؟
گرچه که فرایند روان درمانی و «مشاوره» (Counselling) شباهتهایی دارند، تفاوتهای مهمی با یکدیگر را در بر میگیرند. به طور کلی، روان درمانی فرایندی عمیقتر و طولانیتر است که به شکل جامع بر چالشهای زندگی شما، از کودکی تا کنون تمرکز میکند. در مقابل، مشاوره فرایندی است که بر روی مشکل کنونی شما تمرکز میکند و تلاش میکند این مشکلات را در زمان کوتاهتری رفع کند.
اگر قصد دریافت حمایت تخصصی دارید، بسیار مهم است که بدانید تفاوت مشاوره و روان درمانی چیست تا بتوانید بهترین گزینه ممکن را انتخاب کنید. برای مثال، روان درمانی برای درمان شخصیت مرزی انتخاب مناسبتری است در حالی که انتخاب رشته معمولا به کمک مشاوره انجام میشود. در جدول زیر میتواند تفاوتهای بین روان درمانی و مشاوره را به شکل جزئیتر مشاهده کنید:
انواع روان درمانی چیست؟
دانستن اینکه روان درمانی چیست، بدون آشنایی با رویکردهای مختلف آن کامل نخواهد بود. روان درمانی انواع متفاوتی دارد که هر کدام توسط تکنیکهای ویژه خود انجام میشود. برخی از انواع روان درمانی ممکن است بسته به ترجیح، نوع مشکل و شرایط شما بهتر از دیگری عمل کنند. به همین دلیل، بسیار مهم است که پیش از مراجعه به متخصص سلامت روان، این سبکها به طور نسبی بشناسید.
در ادامه این مطلب به معرفی انواع درمانی میپردازیم. همچنین، برای فهم بهتر اینکه هر کدام از رویکردها در روان درمانی چیست، در هر بخش به کمک مثال توضیح میدهیم که آن رویکرد از چه روشهایی استفاده میکند. برای این مثالها، فردی به نام «علی» را در نظر بگیرید که اخیرا احساس میکند خلق پایینی دارد و با همسر خود دچار مشکل شده است.
درمان «روانکاوی» (Psychoanalysis)، درمانی مبتنی بر روشهای «زیگموند فروید» (Sigmund Freud) است که به شکل فشرده و طولانیمدت صورت میگیرد. در طی جلسات روانکاوی، درمانگر به مراجعهکننده کمک میکند تا اعماقذهن ناخودآگاه، احساسات سرکوبشده، تعارضات حلنشده و معانی رویاها را کشف کند و تجربیات گذشته خود را به رفتارها و احساسات فعلی خود ربط دهد. با این حال، روانکاو معمولا موضعی خنثی و غیرمستقیم نسبت مسیر درمانی دارد و اجازه میدهد که مراجعهکننده تجربه درمان را هدایت کند.
در این رویکرد، زمانی که علی درباره اختلاف با همسرش صحبت میکند، درمانگر بیشتر شنونده است و از او میخواهد هر آنچه به ذهنش میرسد آزادانه بیان کند، حتی اگر بیربط به نظر برسد. ممکن است بعد از مدتی، درمانگر به شباهت میان احساس علی نسبت به همسرش و احساسش نسبت به مادرش اشاره کند یا بخشهایی از رویایی را که علی اخیرا دیده است، به این موضوع مرتبط بداند. در مطلب زیر از مجله توضیح دادهایم که روانکاوی چیست، برای چه کسانی مفیدتر است و ۸ تکنیک اصلی آن کدامند. برای آشنایی بیشتر با این رویکرد درمانی توصیه میکنیم این مطلب را مطالعه کنید.
«روان درمانی پویشی» (Psychodynamic Therapy) نیز مانند روانکاوی بر اهمیت تجربههای ناخودآگاه و دوران کودکی تاکید میکند اما با تکنیکهای متفاوتی نسبت به روانکاوی سنتی ارائه میشود. این درمان از تعداد جلسات کوتاهتر و انعطاف درمانی بیشتری بهرهمند است. همچنین، بیشتر بر لحظه حال و الگوهای ارتباطی فعلی تمرکز میکند. درمانگر روانپویشی نسبت به روانکاو، موضع فعالتری دارد و تفسیرها و راهنماییهایی برای تسهیل مسیر رشد و درمان ارائه میدهد. در این شیوه درمانی، زمانی که علی میگوید «هر موقع همسرم از من انتقاد میکنه، من بلافاصله سکوت میکنم»، درمانگر در همان جلسه از او میپرسد: «این واکنش تو به نظر من یه الگوی تکرارشونده است؛ آیا این موضوع تو رو یاد خاطرهای با شخص دیگری میاندازه؟» سپس به او کمک میکند ارتباط میان گذشته و رفتار امروزش را ببیند.
روان درمانی پویشی فشرده کوتاه مدت (ISTDP)
«درمان روان پویشی فشرده کوتاه مدت» (Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy | ISTDP) شکل فشردهتری از درمانهای روانپویشی است که مجموعهای از مداخلههای قدرتمند برای کاهش علائم پریشانی عاطفی را در بر میگیرد. این رویکرد درمانی نیز فرایندهای ناخودآگاه را زیربنای بسیاری از مشکلات روانشناسی میداند. با این حال، درمانگر ISTDP بیش از اینکه برای تفسیر موقعیتهای گذشته تلاش بکند، تجربه احساسات را مد نظر قرار میدهد. به این ترتیب، به کمک تقویت پردازش عاطفی، علائم ناراحتکننده و الگوهای رفتاری ناسازگارانه کاهش مییابد.
در ISTDP، زمانی که علی میگوید: «از همسرم ناراحتم.» درمانگر بلافاصله میپرسد: «همین الان، دقیقا چه احساسی نسبت به اون داری؟ این احساس رو کجای بدنت حس میکنی؟» وقتی علی شروع به توجیه کردن یا عوض کردن موضوع میکند، درمانگر او را متوقف میکند و دوباره توجهش را به تجربهی همان احساس برمیگرداند.
روان درمانی شناختی تحلیلی (CAT)
«روان درمانی شناختی تحلیلی» (Cognitive Analytic Therapy | CAT) یک روان درمانی کوتاه مدت و ساختاریافته است که برای شناسایی و درک الگوهای فکری، هیجانی و رفتاری افراد متمرکز است. این درمان اصول درمان پویشی و شناختی را با یکدیگر ترکیب میکند. همچون رویکردهای روانپویشی، CAT بر این باور است الگوهای رفتاری انسان در روابط و تجربههای اولیه زندگی شکل میگیرند و در بزرگسالی بر نحوه تفکر، احساس و رفتار افراد تاثیر میگذارند. از سوی دیگر، CAT از الگوهای رویکرد شناختی برای شناسایی و اصلاح این الگوها الهام میگیرد.
در نهایت، CAT رویکردی مشارکتی است چرا که درمانگر و مراجعهکننده بهصورت مشترک این الگوها را با استفاده از گفتوگو، روایتهای نوشتاری و تصاویر بررسی و ترسیم میکنند. در رویکرد CAT، وقتی علی میگوید بعد از هر انتقاد همسرش سکوت میکند، درمانگر و علی با هم چرخهای شبیه به تصویر زیر رسم میکنند. سپس، بررسی میکنند این الگو از چه زمانی در زندگی علی شکل گرفته و چگونه میتوانند این چرخه را در موقعیتهای بعدی متوقف کند.
روان درمانی شناختی رفتاری (CBT)
«درمان شناختی رفتاری» (Cognitive Behavioral Therapy | CBT) به افراد کمک میکند تا الگوهای تفکر و رفتاری ناسالم را شناسایی کنند و آنها را با افکار سازگارتر و کاربردیتر جایگزین نمایند. این درمان به فرد کمک میکند تا بر مشکلات فعلی و نحوه حل آنها تمرکز کند و اغلب شامل تمرین مهارتهای جدید در دنیای واقعی است. در رویکرد CBT، درمانگر از علی میخواهد بعد از هر مشاجره، افکاری را که از ذهنش گذشته یادداشت کند. مثلا وقتی علی مینویسد: «همسرم از من متنفر است»، درمانگر از او میپرسد: «چه شواهدی این فکر رو تایید میکنه؟ چه شواهدیاون رو رد میکنه؟» و با او راههای متفاوتی برای واکنش در خانه را تمرین میکند. برای آشنایی بیشتر با این شیوه درمانی میتوانید ازفیلم آموزش آشنایی با درمان شناختی-رفتاری CBT در بهره بگیرید.
«طرحواره» (Schema) اصطلاحی است که در روانشناسی بالینی برای توصیف الگوهای فکری ناسازگار فرد استفاده میشود. تصور میشود که این طرحوارهها در دوران کودکی فرد و زمانی که نیازهای عاطفی، جسمی و تربیتی او به درستی برآورده نشوند، ایجاد میشوند. «طرحواره درمانی» (Schema Therapy) با تلفیق عناصر درمان شناختی رفتاری، روانکاوی و گشتالت درمانی، به فرد کمک میکند تا افکار پنهان در پشت رفتار خود را درک کند و بتواند آنها را تغییر دهد تا با به شیوه سالمتری با چالشها کنار بیاید. در رویکرد طرحواره درمانی، درمانگر متوجه میشود علی با کوچکترین انتقاد احساس میکند «هیچوقت به اندازه کافی خوب نیست» که میتواند به طرحواره «شرم-نقص» مربوط باشد. سپس از او میپرسد: «این احساس را اولین بار در چه رابطهای تجربه کردهای؟» و با استفاده از تکنیکهایی مانند تصویرسازی ذهنی یا گفتوگو با کودک درون، به او کمک میکند نیازهای برآوردهنشده دوران کودکی را بشناسد.
روان درمانی دیالکتیک (DBT)
«درمان رفتاری دیالکتیک» (Dialectical Behavior Therapy | DBT) نوع خاصی از CBT است که به طور ویژه بر تحمل هیجانهای ناخویشایند، تنظیم موثر هیجانها و بهبود ارتباط با دیگران تمرکز میکند. طی این روش درمانی، افراد اغلب مهارتهای جدیدی را میآموزند که به آنها کمک میکند مسئولیت شخصی خود را برای تغییر رفتارهای ناسالم و مخرب بپذیرند. DBT میتواند به شکل فردی یا گروهی اجرا شود و اغلب برای درمان افکار خودکشی مزمن، اختلال شخصیت مرزی، اختلالهای خوردن و اختلال استرس پس از سانحه به کار میرود. در رویکرد DBT، وقتی علی میگوید هنگام دعوا مدیریت رفتارش را از دست میدهد، درمانگر همان جلسه یک مهارت مشخص، مانند توقف قبل از واکنش را به او آموزش میدهد و با هم تمرین میکنند. سپس، درمانگر از علی میخواهد این مهارت را تا جلسه بعد در یک موقعیت واقعی تمرین کند و نتیجه را گزارش دهد.
روان درمانی هیجان محور (EFT)
«درمان هیجان محور» (Emotion-Focused Therapy | EFT) رویکردی از روانی درمانی است که هیجانها را محول اصلی درمان قرار میدهد. این رویکرد به افراد کمک میکند که هیجانهای خود را شناسایی، درک، تجربه و به شیوهای سالم ابراز نمایند. روان درمانی هیجان محور بر این باور است که تغییر و پردازش تجربههای هیجانی، زمینهساز تغییرات پایدار در شیوه تفکر و رفتار افراد میشود. در نتیجه، فضایی امن فراهم میکند تا مراجع بنواند تجربههای هیجانی خود را بررسی کرده و معنای آنها را بهتر درک کند.
در رویکرد EFT، وقتی علی میگوید «از همسرم عصبانیام»، درمانگر میپرسد: «اگه زیر این خشم یک احساس دیگه باشه، اون چیه؟» یا «ممکنه پشت این خشم، ترس از طرد شدن یا احساس تنهایی باشه؟». سپس، به علی کمک میکند این احساسات را تجربه و بیان کند، نه اینکه فقط درباره آنها صحبت کند.
روان درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT)
«درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد» (Acceptance And Commitment Therapy | ACT) به کمک روشهای هدفمحور وذهنآگاهیبه فرد کمک میکند تا از افکار و هیجانهای خود آگاه شود و بتواند بدون قضاوت آنها را بپذیرید. به این طریق، فرد به جای صرف انرژی برای مقابله با افکار خود، متعهد به ایجاد تغییرات میشود و توانایی خود را برای سازگاری با موقعیتهای چالشبرانگیز بهبود میبخشد.
در رویکرد ACT، زمانی که علی میگوید: «مدام فکر میکنم شوهر خوبی نیستم.»، درمانگر بهجای بحث درباره درست یا غلط بودن این فکر، از او میخواهد آن را فقط بهعنوان یک فکر مشاهده کند و سپس میپرسد: «با وجود این فکر، اگر بخواهی مطابق ارزشهایت رفتار کنی، قدم بعدی چیست؟». در مطلب زیر از مجله توضیح دادیم روان درمانی ACT چیست، شش فرایند اصلی آن کدامند و ساختار جلسات آن به چه شکلند. برای آشنایی عمیقتر با این رویکرد میتوانید این مطلب را مطالعه کنید.
روان درمانی بین فردی (IPT)
«درمان بین فردی» (Inter-Personal Therapy | IPT) نوعی درمان کوتاه مدت است که به فرد کمک میکند تا مسائل بین فردی اساسی و مشکلساز را به شکل موثرتری برطرف نماید. این موارد میتواند شامل خشم و اندوه پردازش نشده، تغییر در نقشهای اجتماعی، مناقشه با افراد مهم زندگی و... باشد. طی این درمان، افراد روشهای سالمی برای ابراز احساسات و بهبود ارتباط با دیگران را یاد میگیرند. درمان بین فردی اغلب برای اختلالهای افسردگی و خلق پایین به کار میرود. در رویکرد IPT، درمانگر از علی میخواهد یکی از آخرین مشاجرههایش با همسرش را با جزئیات تعریف کند. سپس، با او بررسی میکند هر دو نفر چه گفتند، سوءتفاهم از کجا شروع شد و چگونه میتوان همان موقعیت را با شیوه ارتباطی متفاوتی مدیریت کرد.
«روان درمانی وجودی» (Existential Therapy) رویکردی است که مفاهیم فلسفه وروانشناسیبا هم ترکیب کرده و برای برای کمک به درک جایگاه فرد در جهان به کار میبرد. این رویکرد بر دغدغهها و اضطرابهای بنیادین زندگی، مانند مرگ، ترس از ناشناختهها، آزادی، مسئولیت و معنای زندگی تمرکز دارد و بر این باور است که هر فرد مسئول انتخابها و شکل دادن به زندگی خود است.
درمان وجودی اغلب بر تجربهی زمان حال تمرکز دارد، هرچند تجربههای گذشته نیز برای ایجاد بینش در نظر گرفته میشوند. این رویکرد مراجعمحور است و درمانگر و مراجع بهصورت مشترک به بررسی تجربهها و دغدغههای وجودی فرد میپردازند. برای مثال، در رویکرد وجودی، درمانگر میپرسد: «این اتفاق توی زندگی تو چه معنایی داره؟» یا «بیشتر از چه چیزی در آینده میترسی؟». به منظور یادگیری عمیقتر درباره این رویکرد میتوانید ازفیلم آموزش مبانی روان درمانی اگزیستانسیال بهره بگیرید.
روان درمانی انسان گرا
«درمان انسانگرا» (Humanistic Therapy) به ویژگیهای منحصربهفرد هر فرد توجه میکند و بر این باور است که انسانها بهطور ذاتی توانایی رشد، خودشناسی و تحقق استعدادهای خود را دارند. در این شیوه درمانی، به جای تمرکز بر آسیبشناسی یا برچسبهای تشخیصی، بر تجربهی شخصی، ارزشها و توانایی فرد برای یافتن راهحلهای متناسب با زندگی خود تاکید میشود.
در رویکرد انسانگرا، بهجای تمرکز بر اینکه «چه مشکلی داری؟»، درمانگر از علی میپرسد: «اگر هیچ مانعی وجود نداشت، دوست داشتی چه کسی باشی؟» یا «چه چیزهایی در زندگی واقعا برایت ارزشمند هستند؟». سپس، درمانگر با صبوری تلاش میکند به علی کمک کند خودش پاسخهای منحصر به فرد خودش را پیدا کند.
رویکرد «گشتالت درمانی» (Gestalt Therapy) یک رواندرمانی انسانگرایانه که بر آگاهی فرد از افکار، احساسات و شیوههای ارتباط او با دیگران در اینجا و اکنون تمرکز میکند. این درمان بر این اصل استوار است که درک تجربهی کنونی و توجه به کل تجربه، به جای تمرکز بر اجزای جداگانه، برای فهم انسان روان ضروری است. به همین دلیل، درمانگر و مراجعهکننده همراه هم الگوی تجربهها و ارتباطات فرد در زمان حال را بررسی میکنند. در رویکرد گشتالتدرمانی، وقتی علی درباره اختلافش با همسرش صحبت میکند، درمانگر میپرسد: «همین الان که این را تعریف میکنی، چه احساسی داری؟» یا از او میخواهد همسرش را روی یک «صندلی خالی» تصور کند و حرفهایی را که هرگز نتوانسته به او بزند، مستقیم بیان کند.
روان درمانی مثبت گرا
«روان درمانی مثبت گرا» (Positive Psychotherapy) با الهام از رویکردهای روان پویشی و انسانگرا شکل گرفته است. این رویکرد مانند رویکردهای روانپویشی تاکید میکند که عدم تعادل در الگوهای مقابلهای، احساسات و جنبههای مختلف زندگی، میتواند کیفیت زندگی فرد را کاهش دهد. از سوی دیگر، با تاثیر از رویکردهای انسانگرا بیان میکند که هر فرد دارای منابع و قابلیتهای درونی است که میتواند از آنها برای درک بهتر خود، مواجهه با چالشهای زندگی و رشد بیشتر استفاده کند. در نتیجه، بهجای تمرکز بر مشکلات و آسیبها، بر توانمندیها، نقاط قوت و ظرفیتهای مثبت افراد تاکید میکند.
در رویکرد مثبت گرا، زمانی که علی بیشتر جلسه را درباره شکستهایش صحبت میکند؛ درمانگر از او میپرسد: «آخرین باری که احساس کردی از پس یک مشکل بر اومدی، چه زمانی بود؟» یا «چه تواناییهایی قبلا به تو کمک کردند؟». سپس، همراه با هم بررسی میکنند چگونه میتوان از همین نقاط قوت برای حل مشکلات فعلی استفاده کرد. برای مطالعه اصولیتر این شیوه درمانی، میتوانیدفیلم رایگان روان درمانی مثبت چیست؟ – روشهای رسیدن به رضایت و زندگی دلخواه در را مشاهده نمایید.
رویکرد «هنر درمانی» (Art Therapy) از انواع هنر مثلنقاشی، نمایش، رقص،موسیقی،شعرو... در کنار گفتوگو با درمانگر بهره میگیرد. به همین دلیل، مراجعهکننده میتواند از طریق خلق آثار هنری، افکار و احساساتی را که بیان آنها با کلمات دشوار است، ابراز کند. هنر درمانی بر این باور است که فرایند خلق هنر میتواند راهی برای بیان تجربههای پیچیده، به ویژه پس از رویدادهای دشوار یا آسیبزا فراهم سازد. برای استفاده از هنر درمانی، داشتن مهارت یا پیشینهی هنری ضروری نیست. در هنر درمانی، درمانگر به علی میگوید که به جای توضیح دادن، میتواند احساسش نسبت به رابطه با همسرش را با رنگها یا یک نقاشی نشان دهد. بعد از پایان کار، گفتوگو درباره خود نقاشی و معنای اجزای آن آغاز میشود.
«بازی درمانی» (Play Therapy) نوعی روان درمانی ویژه کودکان است که از بازی بهعنوان شیوه اصلی برقراری ارتباط و بیان تجربههای درونی استفاده میکند. این رویکرد بر این باور است که بازی، زبان طبیعی کودکان است چراکه بیان تجربههای درونی همواره برای کودکان آسان نیست اما به کمک بازیها میتواند صورت بگیرد. در بازی درمانی، کودک در محیطی امن و با همراهی یک درمانگر آموزشدیده، افکار و هیجانهای خود را از طریق بازی کاوش و پردازش میکند.
از آنجا که بازی درمانی برای کودکان به کار میرود، در این مثال فرض کنید که علی کودکی است که با مادر خود رفتاری پرخاشگرایانه دارد. در بازی درمانی، علی به جای پاسخ دادن به سوالهای مستقیم، با عروسکها یا اسباببازیها بازی میکند. درمانگر از نحوه بازی، شخصیتهایی که علی انتخاب میکند و داستانی که بین آنها میسازد، برای شناخت احساسات او نسبت به مادرش استفاده میکند. مثلا ممکن است علی بگوید «آقا میمونه مامان میمونه رو دوست نداره چون اون بچه شیره رو بیشتر دوست داره». در اینجا درمانگر متوجه میشود که ناراحتی از آنجا چشمه میگیرد که فکر میکند مادرش با کودک دیگری رفتار بهتری دارد.
«گروه درمانی» (Group Therapy) نوعی روان درمانی است که در آن یک یا چند درمانگر، جلسات درمانی را برای گروهی از افراد (معمولا بین ۵ تا ۱۵ نفر) هدایت میکنند. این جلسات اغلب به شکل هفتگی برگزار میشوند و اعضای گروه درباره تجربهها، احساسات و چالشهای خود با یکدیگر گفتوگو میکنند. گروهها ممکن است بر یک مشکل یا موضوع مشخص تمرکز داشته باشند یا به مسائل گستردهتر بپردازند.
گروه درمانی میتواند به تنهایی یا در کنار رواندرمانی فردی انجام شود و به فرد کمک میکند تا با افرادی که تجربه مشابهی داشتهاند، روبهرو شود. به این طریق، احساس تنهایی فرد کاهش مییابد و میتواند از تجربههای دیگران بهرهمند شود. در گروه درمانی، علی درباره احساس شکست در رابطهاش صحبت میکند و سایر اعضای گروه تجربههای مشابه خود را بیان میکنند. درمانگر گفتوگو را هدایت میکند، از اعضا میخواهد به یکدیگر بازخورد بدهند و الگوهای مشترک را بررسی میکند.
روان درمانی سیستمی: خانواده درمانی و زوج درمانی
هدف «درمان سیستمی» (Systemic Therapy) کمک به افراد برای درک و حمایت بهتر از یکدیگر در روابط نزدیک است. این درمان اغلب در «خانواده درمانی» (Family Therapy)، «زوج درمانی» (Couple Therapy) یا ایجاد تعامل در شرکتها و سازمانهای بزرگ به کار میرود. درمان سیستمی فرصتی فراهم میکند تا افراد تجربهها، نیازها و دیدگاههای یکدیگر را در نظر بگیرند و راهحلهای بالقوهای برای حل مشکلهای ارتباطی پیدا کنند.
در درمان سیستمی، به جای اینکه فقط با علی صحبت شود، از همسر او نیز دعوت میشود در جلسه حضور داشته باشد. درمانگر کمتر میپرسد: «مشکل علی چیست؟» و بیشتر میپرسد: «وقتی این اتفاق میافتد، هر کدام از شما چه واکنشی نشان میدهید و این واکنش چه تاثیری بر نفر مقابل میگذارد؟».
«خود-درمانی» (Self-Therapy) به استفاده از راهکارها و ابزارهای خودیاری برای ارتقایبهداشت روانیومدیریت مشکلات زندگیگفته میشود و یک نوع رسمی از روان درمانی نیست. در خود-درمانی، فرد با استفاده از منابعی مثل نوشتن یادداشت روزانه، استفاده از کتابهای خودیاری، دورههای آموزشی معتبر و برنامههای دیجیتال، به بررسی افکار و تجربههای درونی خود میپردازد. خود-درمانی بر این ایده استوار است که فرد میتواند نقش فعالی در شناخت و مدیریت سلامت روان خود ایفا کند. با این حال، خود درمانی جایگزین رویکرد حرفهای نیست. در این روش فرد نمیتواند از دیدگاه و دانش فرد متخصص بهره بگیرد. همچنین، این روش فاقد رابطه درمانی میان درمانگر و مراجع است که بخش اساسی روان درمانی مراجع میشود. در خود-درمانی، علی هر شب احساسات و افکار خود را در دفترچهای ثبت میکند، به پادکستی درباره مدیریت خلق گوش میدهد و تمرینهای توصیه شده در آن را انجام میدهد.
آیا روان درمانی در کنار دارو درمانی لازم است؟
یکی از پرسشهای رایج پس از اینکه افراد متوجه میشوند روان درمانی چیست، این است که آیا روان درمانی به تنهایی کافی است یا باید از دارو هم استفاده کرد. در حالی که روان درمانی یا دارو درمانی میتوانند به تنهایی نیز برای برخی از اختلالها موثر واقع شوند، تحقیقات نشان داده است که ترکیب این دو بهترین نتیجه را میسر میسازد.
دارو درمانی علائم زیستی مثل اضطراب فراگیر، خلق پایین، مشکلات خواب، کاهش انرژی و تمرکز را بهبود میبخشید. به شکل موازی، روان درمانی به فرد کمک میکند تا الگوهای فکری ناسازگار و الگوهای رابطه مشکلساز را با مهارتهای مقابله سالمتر جایگزین کند تا به شکل فعالانه احتمال بازگشت علائم را کاهش دهد. علاوه بر این، روان درمانی به فرد کمک میکند که به شکل موثرتری به دارو درمانی متعهد بماند.
در نظر بگیرید که اثربخشی و ضرورت دارو درمانی یا روان درمانی به نوع مشکل فرد نیز بستگی دارد. برای مثال، در موارد افسردگی و اضطراب ترکیب هر دو نوع درمان رایجترین و موثرترین حالت است. در حالی که برای اختلالهایی مثل اختلال دو قطبی و اسکیزوفرنی، دارو ضرورت دارد و روان درمانی در کنار دارو، به فرد مهارتهایی میدهد تا بتواند ثبات زندگی خود را حفظ نماید. از سوی دیگر برای اختلالهایی مثلاختلالهای شخصیت، اغلب روان درمانی موثرتر از دارو عمل میکند. تمامی این موارد بستگی به شرایط ویژه فرد و دانش تخصصی دارند. برای انتخاب بهترین مسیر درمانی حتما با متخصص سلامت روان در این زمینه مشورت کنید.
روان درمانی چقدر طول میکشد؟
جلسات روان درمانی معمولا به شکل هفتهای یک بار و به مدت ۴۵ دقیقه برگزار میشوند. طول دوره درمان بسته به هدف درمان، شرایط مراجعهکننده و اینکه نوع روان درمانی چیست، ممکن است از بین چند ماه تا چند سال متفاوت باشد. بهتر است درمانگر و مراجعهکننده در شروع درمان این موضوع را مورد بحث قرار بدهند و با هم به توافق برسند.
در طول روان درمانی چه اتفاقی میافتد؟
اغلب افرادی که جستجو میکنند روان درمانی چیست، میخواهند بدانند در جلسات درمان چه اتفاقی میافتد. در اغلب انواع روان درمانی، درمانگر شما را تشویق میکند تا در مورد افکار و احساسات خود و آنچه شما را آزار میدهد، صحبت کنید. اگر صحبت کردن در مورد احساسات برایتان دشوار است، نگران نباشید. درمانگر میتواند به شما کمک کند تا با گذشت زمان اعتمادبهنفس و راحتی بیشتری کسب کنید.
از آنجا که روان درمانی گاهی اوقات شامل بحثهای عاطفی شدید است، ممکن است در طول یک جلسه گریه کنید، ناراحت شوید یا حتی دچار طغیان خشم شوید. همچنین، درمانگر شما ممکن است از شما بخواهد فعالیتهای خاصی انجام دهید یا آنچه را که در جلسه درمان آموختهاید، تمرین کنید. تمامی این موارد، در دراز مدت میتواند خلق و خوی شما را بهبود بخشد، مهارتهای روانشناختی شما را تقویت کند و نحوه تفکر شما در مورد خودتان را تغییر دهد.
اخلاق حرفه ای در روان درمانی چیست؟
برخی از اصول اخلاقی پایه تمامی انواع درمان درمانی هستند. برای مثال، محرمانگی یک اصل اساسی در روان درمانی است. درمانگر هرگز نباید اطلاعات مراجعهکننده را بدون رضایت او با کسی به اشتراک بگذارد، مگر در موارد ضروری مثل زمانی که جان کسی در خطر باشد. همچنین، اگرچه مراجعهکننده افکار و احساسات خود را با درمانگر بیان میکند، تماس فیزیکی صمیمی با درمانگر هرگز مناسب و قابل قبول نیست. برای شناخت جامعتر اینکه اخلاق حرفهای در روان درمانی چیست، میتوانید ازفیلم آموزش اخلاق حرفه ای – ویژه مشاوران و روانشناسان در بهره بگیرید.
اگر احساس میکنیم که روان درمانی نتیجهبخش نیست، چه کار کنیم؟
در این مطلب از مجله آموختید روان درمانی چیست و چه انواعی دارد. در نظر داشته باشید که روان درمانی یک فرایند به ذات طولانیمدت است. انتظار نتایج فوری نداشته باشید. کار بر روی مسائل عاطفی میتواند دردناک باشد و نیاز به تلاش زیادی داشته باشد. بنابراین، شروع بهبودی ممکن است چندین جلسه طول بکشد. به درمان به عنوان یک مشارکت نگاه کنید. روان درمانی زمانی بیشترین اثربخشی را دارد که شما به طور فعال در تصمیمگیریها مشارکت داشته باشید.
مطمئن شوید که شما و درمانگرتان در مورد مسائل اصلی و نحوه کار بر روی آنها توافق دارید. سپس، با هم میتوانید اهداف را تعیین کنید و پیشرفت را در طول زمان اندازهگیری کنید. صادق باشید چراکه موفقیت درمان به تمایل شما برای به اشتراک گذاشتن افکار، احساسات و تجربههایتان بستگی دارد. همچنین به این بستگی دارد که آیا مایل به در نظر گرفتن بینشها، ایدهها و روشهای جدید انجام کارها هستید یا خیر.
برنامه درمانی خود را دنبال کنید. اگر احساس افسردگی یا کمبود انگیزه دارید، ممکن است وسوسه شوید که جلسات رواندرمانی را نادیده بگیرید، اما انجام این کار میتواند بهبود شما را کندتر کند. سعی کنید در تمام جلسات شرکت کنید و در مورد آنچه میخواهید در مورد آن صحبت کنید فکر کنید. اگر به دلیل احساسات دردناک، خجالت یا ترس از واکنش درمانگرتان در صحبت در مورد مسائل خاص تردید دارید، به درمانگر خود اطلاع دهید.
اطمینان حاصل کنید که با درمانگر خود احساس راحتی میکنید. اگر راحت نیستید، به دنبال درمانگر دیگری باشید که بتواند به شما احساس راحتی بیشتری بدهد. در نهایت، اگر احساس نمیکنید که از درمان سود میبرید، با درمانگر خود در مورد آن صحبت کنید. شما و درمانگرتان ممکن است تصمیم بگیرید تغییراتی ایجاد کنید یا رویکرد متفاوتی را امتحان کنید که ممکن است موثرتر باشد.
- مجموعه فیلم آموزش روانشناسیفیلم آموزش آشنایی با درمان شناختی-رفتاری CBTمجموعه آموزش علوم پزشکی – از دروس دانشگاهی تا کاربردیاختلال های روان تنی چه هستند؟ – به زبان ساده + انواع و نشانه هاروانشناسی سلامت چیست؟ – اهداف + تفاوت با روانشناسی بالینی
گسترش اندیشه پویا از سال ۱۳۸۲ در حوزه مشاوره فناوری اطلاعات و آموزش تخصصی فعالیت میکند. برای دریافت مشاوره با ما تماس بگیرید.