در ماههای اخیر کاربران بسیاری متوجه پدیدهای عجیب در چتباتهای هوش مصنوعی شدهاند؛ شخصیتی به نام «الیاس تورن» که بارها و بارها در داستانهای تولیدشده توسط مدلهای زبانی مختلف ظاهر میشود. این شخصیت گاهی ساعتساز است، گاهی فانوسبان، گاهی کتابدار و حتی در برخی روایتها نقش کارآگاه یا نقشهکش را ایفا میکند. اما پرسش اصلی اینجاست که الیاس تورن واقعاً کیست و چرا هوش مصنوعی چنین علاقهای به او دارد؟
ماجرا از تجربه کاربران با چتباتهایی مانند ChatGPT و Claude آغاز شد. بسیاری از افراد هنگام درخواست یک داستان ساده از این ابزارها، با روایتهایی روبهرو شدند که در آنها نامهای مشابه، شخصیتهای تکرارشونده و فضاهایی آشنا بارها ظاهر میشدند. در میان این عناصر مشترک، نام «الیاس تورن» بیش از همه جلب توجه میکرد.
یکی از داستانهای پرتکرار درباره یک ساعتساز به نام الیاس تورن است که در کارگاه عموی خود مشغول تعمیر ساعتهای قدیمی است و در جریان کار متوجه میشود مأموریت او تنها تعمیر ساعتها نیست، بلکه بازگرداندن خاطرات و لحظات ازدسترفته به زندگی مردم است. در روایتهای دیگر نیز او در نقش فانوسبان یا شخصیتهای مشابه ظاهر میشود.
پژوهشگران چه کشف کردهاند؟
این موضوع زمانی جدیتر شد که گروهی از پژوهشگران دانشگاه کرنل به بررسی داستانهای تولیدشده توسط مدلهای هوش مصنوعی پرداختند. آنها حدود ۲۰ هزار داستان تولیدشده توسط چند مدل زبانی مطرح را تحلیل کردند تا الگوهای مشترک موجود در آنها را شناسایی کنند.
نتایج این تحقیق نشان داد نام «الیاس» در بیش از ۲۵ درصد داستانها حضور دارد. همچنین مجموعه محدودی از نامها از جمله میرا، دنیل، ساموئل، مارا و الارا در بخش بزرگی از داستانها تکرار شدهاند. نکته جالبتر این بود که واژه «فانوس دریایی» نیز در بیش از نیمی از روایتهای بررسیشده دیده میشد.
چرا هوش مصنوعی به الیاس تورن علاقه دارد؟
در نگاه نخست ممکن است تصور شود دلیل این موضوع، فراوانی چنین شخصیتهایی در ادبیات و آثار داستانی واقعی است؛ اما یافتههای پژوهشگران خلاف این موضوع را نشان میدهد.
بررسیها حاکی از آن است که نام «الیاس» در داستانهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی حدود ۹۰۰ برابر بیشتر از میزان حضور آن در آثار ادبی واقعی تکرار میشود. این موضوع نشان میدهد که دادههای آموزشی بهتنهایی نمیتوانند علت ظهور گسترده این شخصیت را توضیح دهند.
کارشناسان معتقدند دلیل اصلی به نحوه آموزش مدلهای زبانی بازمیگردد. این مدلها پس از مرحله آموزش اولیه، براساس بازخورد کاربران بهینهسازی میشوند و یاد میگیرند چه نوع داستانهایی بیشتر مورد استقبال قرار میگیرد. در نتیجه، به مرور زمان به سمت الگوهای داستانی خاصی حرکت میکنند که بیشترین رضایت کاربران را به همراه داشته است.
پدیده «فروپاشی الگو» در هوش مصنوعی
پژوهشگران این اتفاق را نمونهای از پدیدهای به نام «فروپاشی الگو» یا Model Collapse میدانند. در این وضعیت، مدلهای هوش مصنوعی بهجای یادگیری از دادههای متنوع انسانی، به تدریج از خروجیهای تولیدشده توسط خود یا سایر مدلهای مشابه تغذیه میشوند.
در چنین شرایطی، داستانها، شخصیتها و ایدههای تکراری به مرور زمان بیشتر و بیشتر بازتولید میشوند. به همین دلیل، شخصیتی مانند الیاس تورن میتواند بدون آنکه در دنیای واقعی وجود داشته باشد، به یکی از مشهورترین چهرههای ادبیات تولیدشده توسط هوش مصنوعی تبدیل شود.
الیاس تورن؛ یک شخصیت خیالی با شهرتی واقعی
جالب اینکه محبوبیت این نام تنها به داستانهای چتباتها محدود نمانده است. گزارشها نشان میدهد جستوجوی عبارت «Elias Thorne» در سال ۲۰۲۶ رشد قابل توجهی داشته و حتی نام این شخصیت بهعنوان نویسنده برخی کتابهای مشکوک به تولیدشده توسط هوش مصنوعی نیز ثبت شده است.
هرچند الیاس تورن شخصیتی واقعی نیست، اما حضور مداوم او در داستانهای تولیدشده توسط هوش مصنوعی به نمادی از چالشهای جدید مدلهای زبانی تبدیل شده است؛ چالشی که نشان میدهد بدون تنوع کافی در دادهها، هوش مصنوعی ممکن است در چرخهای از تکرار و بازتولید ایدههای مشابه گرفتار شود.