برای چند لحظه خودتان را به‌جای نوجوانی پانزده‌ساله بگذارید که پس‌از یک روز خسته‌کننده و پراسترس در مدرسه، به خانه برمی‌گردد. روی تخت می‌افتید و مثل هر روز گوشی را باز می‌کنید تا چند ویدیوی خنده‌دار در تیک‌تاک ببینید، عکس‌های دوستانتان را در اینستاگرام چک کنید یا در دیسکورد با هم‌کلاسی‌ها هم‌صحبت شوید.

خلاصه‌ی صوتی، ساخته‌شده با هوش مصنوعی

ولی به‌جای تایم‌لاین همیشگی پیامی دریافت می‌کنید که می‌گوید باید برای اثبات قانونی‌بودن سنتان، تصویر مدرک شناسایی‌تان را بارگذاری کنید یا چهره‌تان را مقابل دوربین قرار دهید تا اسکن شود. احتمالا احساس غریبی خواهید داشت، مثل‌اینکه کسی در پناهگاه دنج شما دوربین کاشته باشد. تنها فضایی که تا دیروز برای فرار از خستگی به آن پناه می‌بردید، حالا به گیت بازرسی فرودگاه شباهت دارد؛ جایی که باید ثابت کنید چه کسی هستید و چند سال دارید تا اجازه‌ی عبور پیدا کنید.

این سکانس کوتاه، نمایی از تحولی است که از اواخر سال ۲۰۲۴ با قانون استرالیا برای ممنوعیت ورود افراد زیر ۱۶ سال به شبکه‌های اجتماعی کلید خورد.

محدودیت‌های سنی برای ورود به شبکه‌های اجتماعی ادامه دارد

علاوه‌بر استرالیا، بریتانیا نیز با اعمال بندهای اجرایی قانون ایمنی آنلاین، پلتفرم‌های محبوبی مثل اینستاگرام، تیک‌تاک و اسنپ‌چت را ملزم می‌کند که تا بهار ۲۰۲۷، سیستم‌های سخت‌گیرانه‌ای را برای احراز سن کاربران خود پیاده کنند. اتحادیه‌ی اروپا نیز با قانون خدمات دیجیتال، مسیر مشابهی را در پیش گرفته است.

شاید به‌عنوان یک مخاطب بزرگسال، با خودتان بگویید: «خب، این قوانین برای محافظت از بچه‌هاست و تأثیری بر زندگی من ندارد.» ولی کمی صبر کنید. قانون‌گذاران با چنین سیاست‌هایی می‌خواهند از سلامت روان نسل جدید در برابرقلدری‌های سایبری و الگوریتم‌های اعتیادآورمحافظت کنند؛ اما فعالان حقوق دیجیتال هشدار می‌دهند که این تصمیم چاقویی دو لبه است و لزوما کودکان و نوجوانان را نجات نمی‌دهد.

قانون‌گذاران برای محافظت از نسل جدید، حریم خصوصی تمام کاربران را بازنویسی می‌کنند

فعالان حقوق دیجیتال معتقدند مسدودکردن کامل دروازه‌ها، لزوما بچه‌ها را نجات نمی‌دهد؛ بلکه ممکن است آن‌ها را به سمت گوشه‌های تاریک و پنهان اینترنت سوق دهد که هیچ نظارتی بر آن‌ها وجود ندارد.

از طرفی پلتفرم‌ها برای اینکه نوجوانی پانزده‌ساله را پشت در نگه دارند، ابتدا باید سن همه‌ی کاربران را بدانند. شما باید ثابت کنید بزرگسال هستید، گویی دولت‌ها و شرکت‌های فناوری حریم خصوصی کل جامعه را با این قوانین بازنویسی می‌کنند.

شاید انتظارش را نداشته باشید؛ ولی این موضوع حتی زندگی ما را هم که خارج از اروپا و استرالیا زندگی می‌کنیم، تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

از رؤیای اینترنت آزاد تا کابوس نظارت: مسیر سقوط شبکه‌های اجتماعی

بیایید در قدم اول ببینیم چرا شبکه‌های اجتماعی به چنین دوراهی سختی رسیدند. چالش فعلی شبکه‌های اجتماعی به همان روزهایی برمی‌گردد که مهندسان سیلیکون‌ولی رؤیای ساختن دهکده‌ی جهانی کاملا آزادی را در سر می‌پروراندند و اینترنت هنوز حال‌وهوای اتوبانی خلوت و هیجان‌انگیز را داشت.

اواسط دهه‌ی نود میلادی سیاست‌گذاران برای اینکه جلوی رشد نوآوری‌های نوپا را نگیرند، قانونی تصویب کردند که پلتفرم‌ها را از مسئولیت حقوقی در قبال محتوای کاربران معاف می‌کرد. این مصونیت به شرکت‌های فناوری اجازه داد تا بدون ترس از شکایت‌های احتمالی، رشد کنند ومیزبان میلیاردها کاربر شوند.

اما هرچه شبکه‌ها‌ی اجتماعی بزرگ‌تر شدند و بیشتر در تاروپود زندگی روزمره‌ی ما نفوذ کردند، آن رؤیای شیرین جای خود را به واقعیتی پرالتهاب داد. پلتفرم‌ها به‌تدریج زمین بازی اصلی جنگ‌های روانی و دست‌کاری افکار عمومی شدند.

دولت‌ها خیلی زود دریافتند تصویری که در شبکه‌های اجتماعی از یک رویداد ساخته می‌شود، گاهی از خود واقعیت هم اثرگذارتر است. وقتی کنترل جریان اطلاعاتبه‌معنای توانایی هدایت جامعه باشد، به‌طور مشخص، قانون‌گذاران انگیزه‌ای دوچندان برای پایان‌دادن به بی‌نظمی پیدا می‌کنند.

اضطراب والدین از انزوای فرزندانشان، قدرتمندترین موتور محرک برای اعمال محدودیت‌های بی‌سابقه بود

از منظر سیاسی‌اجتماعی نیز منتقدان به دو دسته تقسیم می‌شدند؛ گروهی معتقد بود که شبکه‌های اجتماعی با اعمال استانداردهای دوگانه صداهای مخالف را سانسور می‌کنند و گروه دیگر فریاد می‌زد که این پلتفرم‌ها به ماشین‌های تولید نفرت، اخبار جعلی و آسیب به روان جامعه تبدیل شده‌اند.

اما آنچه افکار عمومی و خانواده‌ها را با محدودیت‌های شدید شبکه‌های اجتماعی همراه کرد، نه سیاست بود، نه جنگ‌های اطلاعاتی؛ بلکه اضطراب عمیق والدینی بود که می‌دیدند فرزندانشان جلوی چشمشان منزوی و افسرده می‌شوند.

تحقیقات گسترده‌ی علمی، رابطه‌ی مستقیم میان الگوریتم‌های تعاملی و شیوع بی‌سابقه‌ی مشکلات روحی در میان نسل جدید را تأیید می‌کرد و کتاب‌های جریان‌سازی مانند «نسل مضطرب» جاناتان هایدت هم با محوریت همین موضوع منتشر شد.

اجماع فزاینده‌ی علمی و اجتماعیباعث شد حامیان حقوق کودکان کمپین‌های گسترده‌ای برای پایان‌دادن به آسیب‌های شبکه‌های اجتماعی راه بیندازند و در نهایت، قانون‌گذاران وارد عمل شدند.

وقتی وبگردی نیازمند ارائه مدارک هویتی می‌شود

برای اینکه شبکه‌های اجتماعی بتوانند دروازه‌ها را روی نوجوانان ببندند و به قوانین جدید پایبند بمانند، باید نقش نگهبانانی سخت‌گیر را بازی کنند؛ اما چطور می‌شود از پشت یک صفحه‌ی شیشه‌ای و در فضای مجازی، مدارک کسی را بررسی کرد؟

در حال حاضر شرکت‌های فناوری با دو راهکار اصلی، بررسی مدارک را محقق می‌کنند که هر کدام به‌نوعی تجربه‌ی کاربری ما را برای همیشه تغییر می‌دهند.

در فرایند اول، سن کاربران به‌طور مستقیم تأیید می‌شود، یعنی پلتفرم از مخاطبان می‌خواهد عکس کارت شناسایی یا گواهینامه‌ی خود را در سیستم بارگذاری کنند. تصور کنید برای خواندن نظرات پست اینستاگرام یا تماشای یک ویدیوی ساده در یوتیوب، مجبور شوید تصویر مدارک هویتی خود را به سرورهای شرکتی در آن‌سوی دنیا بفرستید.

احراز سن کاربران از طریق اسکن چهره یا آپلود‌کردن تصویر کارت شناسایی انجام می‌شود

در این لحظه نقاب ناشناس‌بودن افراد کنار می‌رود. شما دیگر کاربری با نام مستعار نیستید و شرکت‌های فناوری از هویت واقعی‌تان آگاه‌اند؛ حتی اگر فرض کنیم فعالیت‌های دیجیتال کاربران جایی ضبط نمی‌شود، باز همحریم خصوصی افراد مثل سابق نخواهد بود.

به‌دلیل وحشتی که ارسال مدارک شناسایی در دل کاربران می‌اندازد و مقاومتی که ایجاد می‌کند، شرکت‌های فناوری راهکار دوم و ظاهرا مدرن‌تری به نام تخمین سن را نیز پیشنهاد می‌دهند. اینجا پای الگوریتم‌های هوش مصنوعی به میان می‌آید.

سیستم از کاربر می‌خواهد دوربین سلفی را روشن کند تا با اسکن چهره‌ی او حدس بزند چند سال دارد. بسیاری از شرکت‌ها می‌گویند داده‌های بیومتریک را پس‌از بررسی فورا پاک می‌کنند؛ اما صرف اینکه هوش مصنوعی برای ساده‌ترین کارها بخواهد چهره‌ی افراد را اسکن کند، به نگرانی‌های پیرامون حریم خصوصی دامن می‌زند.

کارشناسانی که مصرانه با روش‌های احراز هویت مخالف‌اند، نمی‌خواهند کودکان از معاشرت‌های پرریسک شبکه‌های اجتماعی آسیب ببینند. مسئله این است که ناشناس‌ماندن در وب همیشه سپری برای محافظت از افشاگران، روزنامه‌نگاران و حتی انسان‌های عادی بود که می‌خواستند بدون ترس از قضاوت، عقایدشان را بیان کنند.

متخصصان حریم خصوصی می‌گوینداجبار پلتفرم‌ها به استفاده از فناوری‌های نظارتی، وب را از فضایی آزاد، به شبکه‌ای بسته و متکی بر مجوز تبدیل می‌کند.

بهای سنگین امنیت: از نشت داده‌ها تا انزوای نوجوانان آسیب‌پذیر

وقتی پلتفرم‌ها برای راه‌دادن کاربران، میلیون‌ها تصویر از کارت‌های ملی یا اسکن‌های چهره را جمع‌آوری می‌کنند، پایگاه داده‌ای می‌سازند که نشت اطلاعات آن شباهتی به لورفتن پسورد ندارد و هویت واقعی کاربران را عیان می‌کند؛اما شرکت‌های فناوری می‌گویند تأیید هویت به‌معنای ضعیف‌شدن پروتکل‌های حفاظتی نیست.

سیلکی کارلو،مدیر یکی از کمپین‌های مخالف قوانین محدودیتیبه‌نام Big brother watch می‌گوید:

ما می‌خواهیم همه‌ی کودکان در فضای آنلاین ایمن بمانند؛ اما سیاست‌های محدودیت سنی به‌جای مهارکردن غول‌های فناوری، حجم عظیمی از اطلاعات شخصی ما را به این شرکت‌ها هدیه می‌دهند و درعین‌حال، آن‌ها را از پاسخ‌گویی در قبال انتخاب‌های طراحی‌شان معاف می‌کنند.

روی دیگر سکه، جان انسان‌هایی است که در معادلات خشک سیاست‌گذاران نادیده گرفته می‌شوند. به همه‌ی نوجوانانی فکر کنید که در خانواده‌هایی با فضای متشنج یا محیط‌های منزوی زندگی می‌کنند یا به‌خاطر شرایط خاص روانی و تفاوت‌هایشان، هیچ هم‌زبانی در دنیای فیزیکی ندارند.

برای این گروه، شبکه‌های اجتماعی بیش‌از اینکه ابزاری برای سرگرمی و وقت‌گذرانی باشند، پنجره‌ای به‌سوی کسانی هستند که بی‌قضاوت درکشان می‌کنند. با اجرای قوانینی که ورود به اینترنت را مشروط به ارائه‌ی مدارک هویتی می‌کنند، پنجره بسته خواهد شد.

تحقیقات و گزارش‌های نهادهای مدافع حقوق مدنی نشان می‌دهد کهبریدن دسترسی نوجوانان آسیب‌پذیربه جوامع آنلاین حمایتی، آن‌ها را به‌سمت انزوای مطلق و خطرات روانی جبران‌ناپذیری سوق می‌دهد و گاهی آن‌ها را مجبور می‌کند بخش‌های پنهان هویت خود را در محیط‌های ناامن فاش کنند.

با بستن درهای اینترنت، نوجوانانی که پناهی جز شبکه‌های اجتماعی ندارند، بیش‌ازپیش منزوی خواهند شد

به‌علاوه الگوریتم‌های هوش مصنوعی که چهره‌ی انسان‌ها را اسکن می‌کنند، هنوز ابزارهای بی‌نقصی نیستند. فناوری دچار سوگیری‌های محاسباتی می‌شود و چهره‌ی اقلیت‌های نژادی یا افرادی با تفاوت‌های جسمی را اشتباه تشخیص می‌دهد و درهای فضای مجازی را ناخواسته به‌روی آن‌ها می‌بندد.

از منظر اقتصادی نیز استارتاپ‌های کوچک نمی‌توانند از پس هزینه‌های سنگین سیستم‌های احراز هویت و استخدام تیم‌های حقوقی، برآیند. این قوانین سخت‌گیرانه، عملا دیوارهای بلندی دور شرکت‌های ثروتمند می‌کشند و با تحمیل هزینه‌های بالا به رقبای نوپا،قدرت غول‌های فناوریرا بیش‌ازپیش تثبیت می‌کنند.

بن‌بست فیلترینگ سنی: چرا دیوارکشی در فضای آنلاین شکست می‌خورد؟

واقعیت این است که نوجوانان امروزی با گوشی‌های هوشمند بزرگ شده‌اند و به‌راحتی با روشن‌کردن یک VPN از روی بلندترین دیوارهای قانونی عبور می‌کنند؛ همان‌طور که طبق گزارش کمیسیون ایمنی الکترونیکی استرالیا، از هر ۱۰ کودک زیر ۱۶سال که قبل از اجرایی‌شدن قوانین جدید در شبکه‌های اجتماعی حساب کاربری داشتند؛ ۷ نفر هنوز هم به‌نوعی به این شبکه‌ها دسترسی دارند.

کارشناسان هشدار می‌دهندکه محدودیت‌های دستوری، تقاضا را از بین نمی‌برند؛ بلکه آن را به مسیرهای پنهان‌تر هُل می‌دهند. بیرون‌راندن نوجوانان از شبکه‌های اجتماعی رسمی که حداقل تیم‌هایی برای نظارت بر محتوا دارند، می‌تواند آن‌ها را به سمت گوشه‌های تاریک‌تر وب بکشاند و در معرض خطرات به‌مراتب بزرگ‌تری قرار دهد.

محدودیت‌های دستوری، کودکان را به سمت تاریک‌ترین و خطرناک‌ترین گوشه‌های وب می‌کشاند

اگر قانون‌گذاران بخواهند راه‌های فرار را هم ببندند، در نهایت مجبور می‌شوند به جنگ ابزارهایی بروند که امنیت ارتباطات بانکی و اسناد محرمانه‌ی مردم را تضمین می‌کنند.

درنهایت وضع قوانینی که مانع از ورود نوجوانان به پلتفرم‌های محبوب می‌شود، تنها علایم ظاهری مشکل را درمان می‌کند و راهکاری ریشه‌ای ارائه نمی‌دهد. چالش اصلی وب امروزی، ماشین‌های تولید تعامل و طراحی‌های فریبنده‌ای است که برای میخکوب‌کردن مخاطب ساخته شده‌اند، نه حضور نوجوانان در شبکه‌های اجتماعی.

به‌جای احراز هویت‌های سنی، قانون‌گذاران می‌توانند شرکت‌های فناوری را موظف کنند ویژگی‌های اعتیادآوری مانند پیمایش بی‌نهایت را کنار بگذارند و محیطی بسازند که برای همه‌ی مردم امن‌تر باشد.

خروج کودکان و نوجوانان از شبکه‌های اجتماعی، تجربه‌ی بزرگسالان را هم از این فضاها تغییر می‌دهد. مهندسان در تلاش‌اند با توسعه‌ی فناوری‌هایی مانند الگوریتم دانش صفر (Zero-Knowledge Proof) راهی برای خروج از بن‌بست فعلی بیابند.

تصور کنید فردی می‌خواهد برای تماشای فیلمی مخصوص بزرگسالان وارد سالن سینما شود. در حالت عادی باید کارت شناسایی‌‌اش را به نگهبان نشان دهد؛ ولی با فناوری اثبات دانایی صفر، فقط برنامه‌ای را در گوشی خود باز می‌کند که یک تیک سبز رنگ به دستگاه نگهبان ارسال می‌کند.

تیک سبز نشانه‌ای رسمی از سن قانونی افراد است و نگهبان هیچ اطلاعات خاص دیگری از فرد نمی‌فهمد. فناوری‌های جدید می‌توانند نویدبخش روزی باشند که امنیت اینترنت، با گیت‌های بازرسی و مرزبندی‌های جزیره‌های مجزای آن تأمین نمی‌شود.

#هوش_مصنوعی