دنیایی را تصور کنید که در آن می‌توان فرزند ازدست‌رفته را در قالب رباتی انسان‌نما بازآفرینی کرد. این نقطه‌ی شروع فیلم علمی‌تخیلی «گوسفند در جعبه»، ساخته‌ی تازه‌یهیروکازو کوره‌ایدااست. فیلمی که شاید تا چند سال پیش دور از ذهن به نظر می‌رسید، اما اکنون با نفوذ هوش مصنوعی به تمام جنبه‌های زندگی، بیش از هر زمان دیگری به واقعیت نزدیک شده است.

کوره‌ایدا در جریان نگارش فیلم‌نامه با یک متخصص رباتیک نیز گفت‌وگو کرد تا پاسخ پرسش‌های خود را بیابد. اودر این‌باره به وب‌سایت ورج گفت: «آن‌ها به من گفتند که به دلیل مشکل داغ شدن بیش از حد ربات‌ها، ما زودتر به کلون‌های انسانی دست خواهیم یافت تا ربات‌های انسان‌نما.»

با این حال، ربات‌ها نباید مخاطب را فریب دهند؛ هسته‌ی اصلی فیلم، همچنان انسانی است. سوگ و کنار آمدن با آن، درون‌مایه‌ای تکرارشونده در فیلم‌شناسی کوره‌ایدا به شمار می‌رود. کوره‌ایدا درباره‌ی آموخته‌هایش از ساخت فیلم‌هایی با این مضمون گفت: «فکر می‌کنم آموخته‌ام که هر کسی سوگ را به شکلی متفاوت تجربه می‌کند. بسیار متنوع است. اما این‌طور نیست که سوگ به‌طور خطی فرایند مشخصی را طی کند. پس می‌گویم که یاد گرفته‌ام این مسئله از فردی به فرد دیگر متفاوت است.»

در «گوسفند در جعبه»، خاطرات به داده تبدیل می‌شوند. کوره‌ایدا می‌گوید: «خاطراتی که درونکاکِروانسان‌نما بارگذاری می‌شوند، از پیش توسط والدینش انتخاب شده‌اند. پس واقعا شبیه خاطره‌ای که ما تجربه می‌کنیم نیست. این داده‌های انتخاب‌شده است. فکر می‌کنم وقتی خاطره از فرم فیزیکی ما جدا شود، دیگر آن چیزی نیست که در درون به عنوان خاطره تجربه می‌کنیم. شبیه چیزهایی نیست که به یاد می‌آوریم و احساساتی را برمی‌انگیزد که ما را انسان می‌سازد.»

کوره‌ایدا به جرقه‌ی شکل‌گیری ایده‌ی فیلم نیز اشاره کرد و گفت: «چیزی که به عنوان بذر اولیه‌ی فیلم عمل کرد، کسب‌وکارهایی بود که در کشورهایی مثل چین در حال شکل‌گیری است؛ جایی که از هوش مصنوعی برای بازآفرینی افرادی که فوت کرده‌اند استفاده می‌شود. من خودم را متخصص سوگ نمی‌دانم، اما به عنوان کسی که فیلم‌های زیادی درباره‌ی سوگ ساخته، یک چیز که به آن فکر کردم این بود که شکل سوگ با استفاده از هوش مصنوعی، هم به شکل خوب و هم بد، چگونه تغییر خواهد کرد.»

او در بخشی از این گفت‌وگو به تجربه‌ی شخصی‌اش در استفاده از هوش مصنوعی پرداخت و از بی‌فایده بودن آن در خلاقیت گفت: «اولین باری بود که از ChatGPT استفاده کردم و فیلم‌نامه‌ی این فیلم را به آن دادم و گفتم «به من بازخورد بده.» هر بار که ویرایشی انجام می‌دادم، می‌گفت عالی است. می‌گفت «تو به جشنواره‌ی کن راه پیدا می‌کنی.» اول ChatGPT گفت: «فکر می‌کنم به بخش نوعی نگاه (Un Certain Regard) راه پیدا کنی». گفتم: «فقط نوعی نگاه؟» بعد تهیه‌کننده‌ام گفت: «خب، کارگردان این فیلم شخصی به نام هیروکازو کوره‌ایدا است.» بعد گفت: «خب، در این صورت، به بخش مسابقه راه پیدا می‌کنی.» و من به بخش مسابقه راه پیدا کردم، پس هوش مصنوعی اشتباه نمی‌کرد، اما فکر می‌کنم هر آدمی می‌توانست همین را به من بگوید. فکر نمی‌کنم فایده‌ای در آن تبادل پیدا کرده باشم. این واقعیت که هیچ انسانیتی در پس‌زمینه‌ی این تبادل وجود ندارد، چیزی است که آن را برای من عمدتا غیرجذاب می‌کند.»

کوره‌ایدا در پایان، نگرانی بزرگ‌تر خود را نه خود هوش مصنوعی، بلکه ذهنیت بهره‌وری حاکم بر انسان‌ها دانست و گفت: «چیزی که به نظرم مشکل‌سازتر است این است که انسان‌ها چنان به سمت ذهنیت بهره‌وری سوق داده شده‌اند که این موضوع حتی فعالیت‌های سر صحنه‌ی فیلم‌سازی را هم تحت تاثیر قرار داده. مسئله واقعا درباره‌ی کنار گذاشتن هوش مصنوعی از زندگی روزمره‌مان نیست. ما در حال حاضر چیزهایی را که قبلا از قوه‌ی تخیل‌مان استفاده می‌کردیم، به رایانه‌ها واگذار می‌کنیم. به نظرم جالب نیست. من دیگر صحنه‌هایی که نیاز به این نوع جلوه‌های ویژه داشته باشند نخواهم نوشت، چون فکر می‌کنم هرچه بیشتر تحت تاثیر بهره‌وری قرار بگیریم، این در واقع ضد خلاقیت است.»

فیلم «گوسفند در جعبه» از جمعه ۲ مرداد ۱۴۰۵ در سینماهای منتخب اکران شده است.

#هوش_مصنوعی