بخش عمده‌ی دانش ما از جهان نه از تلسکوپ‌های فضایی، بلکه از رصدخانه‌های زمینی به دست می‌آید که قابلیت ارتقا، تعمیر و ساخت در ابعاد بسیار بزرگ را دارند. اکنون با عبور از سد آینه‌های ۱۰ متری، نسل جدیدی از ابرتلسکوپ‌های زمینی در راه هستند تا مرزهای رصد کیهان را جابه‌جا کنند.در میان این غول‌ها، تلسکوپ ۲۵ متری ماژلان (GMT) ثابت می‌کند که بزرگ‌تر بودن همیشه به معنای بهتر بودن نیست. این تلسکوپ با طراحی اپتیکی نبوغ‌آمیز و استفاده از تنها دو بازتاب نوری، اتلاف نور را به حداقل رسانده و میدان دیدی تا ۱۳ برابر عریض‌تر از رقبای بزرگ‌تر خود ارائه می‌دهد.مهندسی هوشمندانه ماژلان مانع از ایجاد خارهای پراش و اعوجاج در تصاویر می‌شود و با سریع‌ترین سیستم تمرکز نور، به ابزارهای علمی کوچک‌تر و ارزان‌تر نیاز دارد. این ویژگی‌های ساختاری، ماژلان را به کارآمدترین و مقرون‌به‌صرفه‌ترین ابرتلسکوپ جهان در طول قرن بیست‌ویکم تبدیل می‌کند.پروژه GMT که در ارتفاعات شیلی در حال ساخت است، در اوایل دهه ۲۰۳۰ با قدرتی تا ۲۰ برابر بیشتر از جیمز وب افتتاح می‌شود. ماژلان با بهره‌گیری از اپتیک تطبیقی در نور مرئی، انقلابی در رصد مستقیم اتمسفر سیاره‌های فراخورشیدی و کشف نشانه‌های حیات رقم خواهد زد.

وقتی صحبت از کاوش جهان به میان می‌آید، معمولاً تمام توجه رسانه‌ها به تلسکوپ‌های فضایی معطوف می‌شود؛ ابزارهایی که شکننده‌ترین و گران‌ترین تجهیزات در زرادخانه اخترشناسی ما به شمار می‌روند. درست است که تلسکوپ‌های فضایی قدرت فوق‌العاده‌ای دارند و اغلب در طول‌موج‌هایی رصد می‌کنند که به‌دلیل مسدودشدن توسط جو، از سطح زمین شناسایی‌پذیر نیستند؛ اما واقعیت این است که بخش عمده دانش ما درباره جهان از رصدخانه‌هایی به دست آمده که روی زمین قرار دارند. رصدخانه‌های زمینی در مقایسه با همتایان فضایی خود مزایای فراوانی دارند، از جمله:

    امکان نگهداری، تمیزکاری و تعمیر آن‌ها،امکان ارتقا و تجهیز آن‌ها به ابزارهای جدید،امکان ساخت آن‌ها در ابعاد بسیار بزرگ‌تر و با وزن بیشتر،و دسترسی کامل به تمام زیرساخت‌های زمینی بشر.

به همین دلیل است که بسیاری از پیشرفته‌ترین رصدخانه‌های زمینی امروز، دهه‌ها از عمرشان می‌گذرد، در حالی که از میان تلسکوپ‌های فضایی قرن بیستم، تنها تلسکوپ فضایی هابل که چندین بار نیز در مدار تحت تعمیر و ارتقا قرار گرفت، همچنان از جایگاه علمی مهم برخوردار است.

برای سال‌های متمادی، چالش‌های فنی و ساختاری موجب شده بود تا قطر آینه تلسکوپ‌های زمینی همواره در محدوده زیر ۱۰ متر باقی بماند. اما تکامل هم‌زمان چندین فناوری انقلابی سرانجام محدودیت‌های پیشین را از پیش‌رو برداشته و راه را برای ساخت سازه‌های رصدی چند ده متری هموار کرده است. در حال حاضر سه پروژه بزرگ زمینی در تلاش‌اند مرز تلسکوپ‌های کلاس ۱۰ متری (که در عمل قطری بین ۶٫۵ تا ۱۰٫۴ متر دارند) را پشت سر بگذارند:

    تلسکوپ فوق‌العاده بزرگ اروپا (ELT) با قطر ۳۹ متر،تلسکوپ سی‌متری (TMT) با قطر ۳۰ متر،و تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان (GMT) با قطر ۲۵ متر.

بسیاری از افراد به اشتباه تصور می‌کنند بزرگ‌ترین تلسکوپ از میان این سه مورد، در نهایت بهترین دستاوردهای علمی را خواهد داشت. اما این احتمال وجود دارد که کوچک‌ترین آن‌ها، یعنی تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان، نه‌تنها بیشترین بازده علمی را به دست آورد، بلکه در مجموع با کمترین هزینه نیز به این موفقیت برسد. اما چگونه چنین چیزی امکان‌پذیر است؟

وقتی صحبت از ساخت یک تلسکوپ به میان می‌آید، انواع مختلف تصمیم‌ها در حوزه‌های گوناگون بر عملکرد نهایی آن تأثیر می‌گذارند. این تصمیم‌ها به شرح زیر است:

    محل ساخت آن کجا باشد؟ در چه ارتفاع و عرض جغرافیایی؟ زیرساخت‌های اطراف تا چه اندازه در دسترس باشند و جامعه محلی تا چه حد از پروژه حمایت کند؟طراحی اپتیکی تلسکوپ چگونه باشد؟ اندازه آینه‌ها، تعداد بازتاب‌ها (تعداد آینه‌ها)، فاصله کانونی و معماری کلی آن چگونه انتخاب شود؟چه ابزارهایی بیشترین بهره را از نوری که تلسکوپ جمع‌آوری می‌کند خواهند برد؟ در واقع، انتخاب ابزارهای علمی بیش از هر عامل دیگری تعیین می‌کند که چه نوع پژوهش‌هایی امکان‌پذیر خواهد بود.برای جبران آشفتگی‌های ناشی از جو زمین چه راهکارهایی به کار گرفته شود؟ آیا سامانه اپتیک تطبیقی نصب خواهد شد و اگر بله، از چه نوعی؟چه شرکا و مؤسساتی هزینه ساخت و نگهداری تلسکوپ را تأمین خواهند کرد؟ معمولاً میان میزان سرمایه‌گذاری هر شریک و سهم او از زمان رصدی تضمین‌شده ارتباط مستقیمی وجود دارد و همین موضوع مشخص می‌کند کدام دانشگاه‌ها، کشورها و سازمان‌ها از توانایی‌های تلسکوپ بهره خواهند برد.و پس از جمع‌آوری داده‌ها، فرایند پاکسازی و کالیبره‌سازی آن‌ها، انتشار اولیه برای پژوهشگران، سپس انتشار عمومی و در نهایت ذخیره‌سازی و ایجاد امکان جستجوی کاربردی آن‌ها برای جامعه علمی بزرگ‌تر، چگونه خواهد بود؟

به بیان دیگر، تلسکوپ فقط یک آینه بزرگ نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از اجزای گوناگون است که در کنار هم یک رصدخانه موفق را شکل می‌دهند.

اگر به معماری اپتیکی تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان نگاه کنیم، با طراحی واقعاً چشمگیری روبه‌رو می‌شویم. بزرگ‌ترین آینه یکپارچه‌ای که امروز می‌توان ساخت، قطری اندکی بیش از ۸ متر دارد و تنها در یک مرکز ساخته می‌شود: آزمایشگاه آینه ریچارد اف کاریس در دانشگاه آریزونا؛ جایی که آینه‌هایی تا قطر ۸٫۴ متر تولید می‌شوند.

در اوایل دهه ۲۰۰۰، دو عدد از این آینه‌های ۸٫۴ متری روی یک پایه مشترک نصب شدند و رصدخانه تلسکوپ دوچشمی بزرگ (LBT) را تشکیل دادند؛ رصدخانه‌ای که نه‌تنها وضوح تصویر بسیار بالایی ارائه می‌دهد، بلکه به‌عنوان نمونه آزمایشی برای اثبات فناوری تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان نیز عمل می‌کند؛ جایی که قرار است هفت آینه از همین نوع در کنار یکدیگر قرار گیرند.

هر یک از این آینه‌های اصلی، آینه ثانویه مخصوص خود را دارد که نور را پس از بازتاب از آینه اصلی، از میان سوراخی در آینه مرکزی عبور می‌دهد تا به‌طور مستقیم به ابزارهای میدان وسیع تلسکوپ برسد. (برای هدایت نور به ابزارهای میدان باریک، بازتاب سوم نیز لازم است.)

نکته‌ای که اغلب نادیده گرفته می‌شود این است که در هر بار بازتاب نور از یک آینه، حدود ۱۰ درصد از نور از دست می‌رود. در مقایسه با تلسکوپ فوق‌العاده بزرگ اروپا (ELT) که پنج بازتاب دارد یا تلسکوپ ۳۰ متری (TMT) که دست‌کم به هفت بازتاب (از جمله سامانه اپتیک تطبیقی) نیاز دارد، تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان برای ابزارهای میدان عریض فقط دو بازتاب انجام می‌دهد و درنتیجه، نور بسیار کمتری را از دست می‌دهد. بدین ترتیب، با وجود سطح جمع‌آوری نور کوچک‌تر، بازده بالاتر آن موجب می‌شود تقریباً همان مقدار نور مفید به ابزارهای علمی برسد.

به دلیل شیوه متمرکز شدن نور در معماری تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان، به‌ویژه برای ابزارهای میدان عریض، این تلسکوپ ذاتاً میدان دید وسیع‌تری نسبت به ELT و TMT دارد. دلیل این موضوع آن است که سامانه اپتیکی تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان نور را با سرعت بیشتری متمرکز می‌کند؛ خصوصیتی که اخترشناسان آن را مقیاس صفحه می‌نامند و موجب می‌شود بخش بزرگ‌تری از آسمان در یک تصویر مشاهده‌پذیر باشد.

    قوی ترین تلسکوپ های جهان ؛ با ۱۲ تلسکوپ برتر جهان آشنا شوید04 اردیبهشت 02مطالعه '15رقابت اخترشناسان آمریکایی و اروپایی برای ساخت اولین تلسکوپ ‌فوق‌العاده بزرگ جهان22 اسفند 02مطالعه '3تلسکوپ بزرگ ماژلان در راه است؛ مشاهده مستقیم دنیاهای زمین‌مانند بالاخره ممکن می‌شود10 خرداد 05مطالعه '4

برای بسیاری از پژوهش‌های نجومی لازم است تعداد زیادی جرم یا ویژگی مهم در نواحی گسترده‌ای از آسمان رصد شوند. مطالعات مربوط به همگرایی گرانشی، خوشه‌های کهکشانی، طیف‌سنجی هم‌زمان چند جرم و بسیاری پژوهش‌های دیگر به تصویربرداری عمیق، دقیق و با میدان دید گسترده نیاز دارند.

در چنین پژوهش‌هایی، تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان عملکردی بسیار بهتر از دو تلسکوپ ۳۰ متری دیگر خواهد داشت. ترکیب میدان دید وسیع، کیفیت بالای تصویر و حساسیت نوری آن موجب می‌شود تا قادر به تولید تصاویر میدان وسیعی باشد که درمقایسه با تصاویر دو تلسکوپ فوق‌العاده بزرگ دیگر، تا ۱۳ برابر عریض‌تر هستند، تا ۱۶ برابر سریع‌تر ثبت می‌شوند و حداکثر ۵۰ درصد وضوح بیشتر دارند. برای مطالعه جمعیت‌های بزرگ ستاره‌ها و کهکشان‌ها، تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان ابزاری بسیار برتر از سایر تلسکوپ‌های هم‌رده خود خواهد بود.

علاوه‌براین، معماری GMT یک مزیت مهم دیگر نیز نسبت به دو تلسکوپ ۳۰ متری در دست ساخت دارد: استفاده از تعداد کمتری آینه بزرگ و مقعر (خمیده)، به جای تعداد زیادی آینه شش‌ضلعی کوچک‌تر. اگر بخواهید منبعی بسیار دوردست در جهان، مانند ستاره، اختروش یا سیاره فراخورشیدی را رصد کنید، حالت ایده‌آل این است که آن منبع نقطه‌ای، در تصویر نیز به شکل نقطه واحد دیده شود.

اما با آینه‌های قطعه‌قطعه و زاویه‌دار، رسیدن به چنین تصویری امکان‌پذیر نیست. در این حالت، الگوی حاصل بیشتر شبیه دانه برف خواهد بود. به همین دلیل است که تصاویر تلسکوپ فضایی جیمز وب از منابع بسیار درخشان، اغلب با الگوهای پراش و اعوجاج چشمگیر در اطراف آن‌ها همراه است.

همچنین برای نگه‌داشتن آینه ثانویه، بازوهای نگهدارنده لازم هستند. در بیشتر تلسکوپ‌ها، از جمله جیمز وب، تلسکوپ ۳۰ متری و تلسکوپ فوق‌العاده بزرگ اروپایی و حتی هابل، این بازوها بخشی از نور ورودی یا بازتاب‌شده از آینه اصلی را مسدود می‌کنند و در نتیجه در تصویر نهایی، خطوطی روشن معروف به «خارهای پراش» ایجاد می‌شود.

اما در تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان، فضاهای بین آینه‌های دایره‌ای دقیقاً همان جایی است که بازوهای نگهدارنده قرار می‌گیرند. درنتیجه، این بازوها هیچ بخش اضافی از نور را مسدود نمی‌کنند و در تصاویر GMT هیچ خار پراشی ایجاد نخواهد شد. در نتیجه، تصاویر اجرام نقطه‌ای ثبت‌شده توسط این تلسکوپ، بیش از هر تلسکوپ بزرگ دیگری به یک نقطه واقعی شباهت خواهند داشت؛ مزیتی که به‌طور مستقیم از طراحی هوشمندانه آن ناشی می‌شود.

در تابستان ۲۰۲۵، پروژه تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان (GMT) رسماً وارد مرحله‌ای شد که «طراحی نهایی» نام دارد؛ جایی که در آن آخرین تصمیم‌ها درباره بسیاری از جزئیات رصدخانه، از جمله مشخصات مجموعه ابزارهای نسل اول آن، گرفته می‌شود. قرار است بازبینی نهایی طراحی در تابستان ۲۰۲۷ انجام شود و یک بازبینی میان‌دوره نیز برای سپتامبر ۲۰۲۶ برنامه‌ریزی شده است. یکی از اهداف این مرحله، تکمیل طراحی نهایی نخستین ابزارهای علمی GMT است که شامل موارد زیر می‌شوند:

    GMT-NIRS: طیف‌سنج فروسرخ با تفکیک‌پذیری بالا که کل محدوده رصد‌پذیر طیف فروسرخ نزدیک از سطح زمین را با وضوح بالا پوشش خواهد داد. نخستین نمونه‌های اولیه‌ی قطعاتی که نور را روی آشکارسازها متمرکز می‌کنند، هم‌اکنون تحویل داده شده‌اند.G-CLEF: ابزاری برای جست‌وجوی سیاره‌های زمین‌مانند که دقیق‌ترین اندازه‌گیری‌های تاریخ از سرعت شعاعی (لرزش ستاره‌ها) را ممکن می‌سازد و از این طریق، جرم و تناوب مداری سیاره‌های نزدیک به ستاره‌ها را مشخص می‌کند.GMACS: طیف‌سنج چندجرمی برای مطالعات اخترشناسی و کیهان‌شناسی که به‌طور ویژه برای پیمایش‌های گسترده طراحی شده است.GMTIFS: طیف‌سنج میدان انتگرالی که برای مطالعه «سوپ مولکولی» موجود در کهکشان‌ها، از جمله کهکشان‌های ستاره‌ساز و کهکشان‌های دارای سیاه‌چاله فعال، طراحی شده است. این نخستین ابزار GMT خواهد بود که به‌طور کامل از فناوری اپتیک تطبیقی آن بهره می‌برد.

بدون تردید، برخی زمینه‌های پژوهشی وجود دارند که در آن‌ها تلسکوپ فوق‌العاده بزرگ اروپایی یا تلسکوپ ۳۰ متری عملکرد بهتری از GMT خواهند داشت. اما باید توجه داشت که عکس این موضوع نیز صادق است: با وجود اندازه کوچک‌تر، در بسیاری از پژوهش‌های علمی، GMT از بهترین عملکرد در میان این سه تلسکوپ برخوردار خواهد بود.

مزیت بزرگ دیگری که در مقایسه GMT با دیگر تلسکوپ‌های کلاس ۳۰ متری کمتر درباره آن صحبت می‌شود، اندازه ابزارهای علمی است.

ابزارهای علمی می‌توانند ابعاد بسیار متفاوتی داشته باشند و در این کلاس از تلسکوپ‌ها، اندازه آن‌ها مستقیماً به سرعتی بستگی دارد که سامانه اپتیکی تلسکوپ نور را متمرکز می‌کند. هرچه تمرکز نور سریع‌تر و شدیدتر باشد، ابزارهای کوچک‌تر نیز می‌توانند همان کار را انجام دهند؛ اما اگر نور با شدت کمتری متمرکز شود، ابزارها باید بزرگ‌تر ساخته شوند.

تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان در میان هر سه تلسکوپ کلاس ۳۰ متری، سریع‌ترین و مؤثرترین سامانه تمرکز نور را دارد و در نتیجه، به کوچک‌ترین ابزارهای علمی نیاز خواهد داشت. این موضوع بر دو عامل مهم تأثیر می‌گذارد:

    هزینه ساخت ابزارها: ابزاری که طول، عرض و ارتفاع آن دو برابر نمونه‌ای فشرده‌تر باشد، معمولاً حدود ۸ برابر گران‌تر تمام می‌شود.زمان ساخت و کالیبراسیون: ساخت و تنظیم چنین ابزاری نیز بیش از دو برابر زمان می‌برد (هرچند الزاماً ۸ برابر طولانی‌تر نمی‌شود).

نکته مهم این است که این هزینه فقط هنگام ساخت ابزارهای نسل اول پرداخت نمی‌شود، بلکه تمام نسل‌های بعدی ابزارهای علمی نیز با همین جریمه هزینه و زمان روبه‌رو خواهند بود. از این نظر نیز GMT با اختلاف چشمگیر از رقبای خود پیشی می‌گیرد؛ مزیتی که معمولاً در برآورد هزینه‌های پروژه ELT دیده نمی‌شود، زیرا در سیستم اروپایی این هزینه‌ها عملاً در محاسبات نهایی پنهان می‌شوند.

از دیدگاه علمی نیز زمانی که GMT فعالیت علمی خود را آغاز کند، فرصت بسیار ارزشمندی فراهم خواهد شد: همکاری هم‌افزا با رصدخانه‌هایی مانند ورا روبین. ایده اصلی همکاری به شرح زیر است:

با وجود این کاهش چشمگیر در ابعاد، عملکرد این ابزارها هیچ افتی نخواهد داشت.

    رصدخانه ورا روبین، به لطف توانایی فوق‌العاده خود در پیمایش سریع آسمان، هر منبعی را که در طول زمان دچار تغییر شده باشد شناسایی می‌کند.سپس GMT می‌تواند با سرعت، حساسیت و وضوح بسیار بالا همان جرم را به‌طور دقیق دنبال کند.این همکاری نه‌تنها مشخص می‌کند چه اتفاقی رخ داده است (مانند ابرنواختر، فعالیت سیاه‌چاله، رویداد گسیختگی کشندی و موارد مشابه)، بلکه امکان بررسی دقیق ویژگی‌ها و درک علت آن را نیز فراهم می‌کند.علاوه‌براین، GMT با بهره‌گیری از اپتیک تطبیقی، قادر خواهد بود تصاویری واضح‌تر حتی نسبت به تلسکوپ فضایی جیمز وب، ثبت کند.

این همکاری پیامدهای هیجان‌انگیزی برای حوزه‌های گوناگون نجوم خواهد داشت. برای مثال، شاید اجرام اسرارآمیزی که با نام «نقاط قرمز کوچک» (Little Red Dots) شناخته می‌شوند و تغییرات زمانی از خود نشان می‌دهند، دیگر تنها به‌صورت نقطه دیده نشوند و ساختار واقعی آن‌ها آشکار شود.

همچنین ممکن است بتوان ترکیب مولکولی جو سیاره‌های فراخورشیدی را شناسایی کرد. برای نمونه، انتظار می‌رود تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان با استفاده از توان طیف‌سنجی خود، بتواند موارد زیر را به‌طور مستقیم در مورد ابرزمین‌ها اندازه‌گیری کند:

    دمای گازهای جو،فشار لایه‌هایی که هر نوع مولکول در آن شکل می‌گیرد،وجود یا فقدان بادهای جوی،وجود یا فقدان گونه‌های نادر مولکول‌ها که می‌تواند سرنخ‌هایی درباره نحوه شکل‌گیری آن‌ها ارائه دهد،و ایزوتوپ‌های مختلف عناصر برای شناخت منشأ گازهای جو.

تمام این اطلاعات به اخترشناسان کمک می‌کند تاریخچه شیمیایی و محیط شکل‌گیری دنیاهای فراتر از منظومه شمسی را بازسازی کنند. تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان از نظر قدرت تفکیک، تقریباً ۲۰ برابر بهتر از جیمز وب عمل خواهد کرد. در نتیجه، با آغاز به‌کار GMT، باید در انتظار جهشی بزرگ در علم مطالعه سیاره‌های فراخورشیدی باشیم.

تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان همچنین برای نخستین بار این امکان را فراهم می‌کند که اپتیک تطبیقی در نور مرئی نیز به کار گرفته شود، نه فقط در فروسرخ نزدیک. باید درنظر داشت که قدرت تفکیک یک تلسکوپ تنها به اندازه آینه اصلی آن بستگی ندارد، بلکه به تعداد طول‌موج‌هایی نیز که در قطر آن آینه جای می‌گیرند،‌ وابسته است.

اگر GMT بتواند اپتیک تطبیقی را در نور مرئی اجرا کند، در حالی که ELT و TMT فقط در فروسرخ نزدیک قادر به انجام آن باشند، آنگاه GMT با وجود قطر کوچک‌تر، احتمالاً از نظر وضوح نهایی تصویر برنده خواهد بود.

البته همه به یک اندازه از تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان بهره‌مند نخواهند شد. بیشترین سود نصیب بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران پروژه و پژوهشگرانی خواهد شد که زیرمجموعه آن‌ها هستند. این شریکان عبارت‌اند از:

    بنیاد FAPESP در برزیل،دانشگاه ملی استرالیا و کنرسرسیوم نجوم استرالیا (AAL)،آکادمیا سینیکا در تایوان،مؤسسه نجوم و علوم فضایی کره (KASI) که به‌تازگی سرمایه‌گذاری خود را به‌طور چشمگیری افزایش داده است،مؤسسه علوم وایزمن در اسرائیل،و ده مؤسسه پژوهشی در آمریکا: دانشگاه ایالتی آریزونا، دانشگاه آریزونا، دانشگاه تگزاس، دانشگاه تگزاس A&M، دانشگاه شیکاگو، دانشگاه نورث‌وسترن، دانشگاه هاروارد، رصدخانه اخترفیزیکی اسمیتسونین، مؤسسه کارنگی و مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT).

گمانه‌زنی‌های زیادی درباره این موضوع وجود دارد که آیا بنیاد ملی علوم آمریکا (NSF) که به‌طور سنتی تأمین مالی ساخت مهم‌ترین رصدخانه‌های زمینی این کشور را بر عهده داشته، واقعاً طبق برنامه از GMT حمایت خواهد کرد یا خیر. این نهاد از زمان تکمیل ساخت «تلسکوپ خورشیدی دانیل که اینوی» (DKIST) در سال ۲۰۲۰، از پروژه مشابهی حمایت مالی نکرده است.

از بسیاری جهات، ساخت یک رصدخانه شاخص جدید که مرزهای کشف علمی را جابه‌جا کند، بزرگ‌ترین ماجراجویی در حوزه ابزارسازی علمی است. برخلاف تلسکوپ‌های فضایی، به محض آنکه سامانه اپتیکی و نخستین ابزار علمی نصب شوند، عملیات علمی می‌تواند آغاز شود و نیازی نیست کل پروژه تکمیل شده باشد. همچنین برخلاف تلسکوپ‌های فضایی، یک رصدخانه زمینی را می‌توان هر زمان تعمیر، نگهداری یا حتی به‌طور کامل ارتقا داد و ابزارهای قدیمی را با نسل‌های جدید جایگزین کرد.

انتظار می‌رود تلسکوپ غول‌پیکر ماژلان که برفراز کوه «لاس کامپاناس» شیلی در دست ساخت است، اوایل دهه ۲۰۳۰ فعالیت خود را آغاز کند. یک تلسکوپ کلاس ۳۰ متری مانند GMT فقط برای چند سال یا حتی چند دهه نتایج علمی تحول‌آفرین تولید نخواهد کرد، بلکه به احتمال زیاد تا پایان قرن بیست‌ویکم و شاید حتی فراتر از آن نیز نقش مهمی در پیشبرد علم خواهد داشت.

رصدخانه غول‌پیکر ماژلان که یکی از تنها سه تلسکوپ غول‌پیکر برنامه‌ریزی‌شده در جهان است، بی‌شک همان‌گونه که تلسکوپ فضایی جیمز وب با کشفیات خود جامعه علمی را شگفت‌زده کرده، با یافته‌هایش ما را غافلگیر خواهد کرد. کسانی که امروز، در حالی که پروژه هنوز در مراحل اولیه خود قرار دارد، در آن سرمایه‌گذاری می‌کنند، نه‌تنها فردا بلکه برای نسل‌های آینده از ثمرات علمی آن بهره‌مند خواهند شد.

#رایانش_ابری